تــــرش و شیـــــرین

عادت...

شاید او بتواند "دیگری" را جایگزین "تو" کند

اما نه "تو" می توانی فراموشش کنی و نه "او"

فقط به "نبودن های هم" عادت می کنید

"برگرفته از قلبم"



  • نظردونی() 
  • نوع مطلب :ترش و شیرین! ،
  • کابوس

    راستش دارم به این نتیجه میرسم که آدم نیستم! 

    چون از آدمی آدمیت ندیدم! 

    توی این سه ماه گذشته معنی مردی رو با نامردی و باکره بودن رو با فاحشه بودن فهمیدم! 

    نمیدونم شاید من دیوونم. شاید هم همش یه کابوسه! وسط یه سونامی گیر کردم!



  • نظردونی() 
  • نوع مطلب :ترش و شیرین! ،
  • اینجا ایران است!


    اینجا کجاست...؟ 

    دخترک... روسریت را درست ببند.. اینجا ایران است! اینجا چشم ها گرسنه تر از معده هاست.. اینجا اگر سرد باشی میگویند قیمتش بالاست.. اینجا مردانش به جای دوستت دارم میگویند: خونه خالی دارم.. اینجا مردمش تا میتوانند سوهان روح و جان بر تن دختر میکشند.. اینجا آرزوی هر خانواده ای بچه ی پسر است.. اینجا افتخار مردهای کشور به تعداد دوست دختراشونه اینجا زنها مهارتشان به جای آشپزی٬ آرایش کردن است.. اینجا مردانش حتی با تق تق کفش پاشنه بلند زنها نیز س.خ میکنند... "اینجا زن بودن دل شیر میخواهد"


    اینجا ایران است ... جایی که در آن هر چه فاحشه تر باشی بیشتر دوستت دارند و هر چه مرد تر باشی بیشتر دوری میکنند. چون نامرد نیستی!



  • نظردونی() 
  • نوع مطلب :ترش و شیرین! ،
  • عید مبارک

    سلام

    سلام به کوچولو هاااااا سلام به نوجوونا سلام جوونا سلام به مامان بابا ها و سلام به پدر بزرگ مادربزرگای با مزه که نشستین برنامه مارو نیگا میکنین. (ببخشید جو گیر عمو قناد شدم )

    آقا ما بعد مدتها تونستیم یه نفس راحت بکشیم. الان مث بچه مدرسه ایها که بعد کلی مشق و درس تو عید کلی ذوق مرگ  میشن اونطوریم.

    راستی عید همتون مبارک باشه. ایشالا تا آخر سال عکسای همتون دو تایی باشه. به حق همین دکمه Space 

    از اول عید تا حالا کلی اس ام اس دادم و زنگ زدم. موبایلم هم که از این گوشت کوباست! حالا هی اس میدم اسن میدن! هیچی دیگه. یه 50-60 تومنی فکر کنم باید پیاده شم. مام که مخاطب نداریم!!! تا حداقل بگیم این اس ام اسا به اون رفته یکم دلمون خوش باشه 

    خب. می رسیم به یه آرزو. من دو تا آرزو دارم. یه آرزوی خصوصی و یه آرزومی عمومی. آرزوی خصوصیم اینه که به آرزوی عمومیم برسم و آرزوی عمومیم اینه که همه به آرزوهای خصوصیشون برسن 

    عیدتون مبارک. سال خوبی داشته باشین 



  • نظردونی() 
  • نوع مطلب :طنز! ،
  • می خوام زن بگیرم!

    می خوام زن بگیرم اینم شرایطش :

    ***حداقل مشخصات***

    الف : مشخصات ظاهری

    - قد 160-180 

    - وزن 50-60 بیشتر نباشه هااا!

    - اندام برزیلی! =))

    - چهره متناسب و دوست داشتنی

    - تیپ تینیجر( آقا خودمم نمیدونم چی میشه ... فک کنم میشه نازک و خردسال حالا مد شده مام از همونا میخوایم )

    - لباس مارک پوش حتما

    - تمایل به عطر های زنانه ( خوشم نمیاد مردونه بزنه )

    - حتما دامن پوش باشه اونم بلند ( آخه شلوار برا مرده ، دامن برا زن .... خوشت میاد مردا رژ لب بزنن ؟)

    - رنگ پوست یا برنزه یا سفید یا سبزه، وسط نداره بگی! نه التماس نکن! سبزه هم با برنزه فرق داره منو اینجا سیاه نکن .... 

    - رنگ چشم ترجیحا رنگین ( آبی باشه بهتره ... اگه نه رنگی باشه... شنیدی میگن ... میگن اسمش ثریاست .. چشاش همرنگ دریاست ) خخخخخخخخخخ 

    - دماغ عملی نباشه از 35 به اون ور یه مقاله خوندم افت میکنه ، گوشتی میشه !

    - مادرش نباید چاق باشه ( علم ژنتیک ثابت کرده به مادرش میکشه ... پس اگه مادرش پا به سن گذاشته چاق شده ، یعنی اینم پا به سن بگذاره چاق میشه ... منم یه مردم پس فردا این چاق میشه من منحرف میشم ! O.o

    جامعه ما هم که پر شده از گرگ های انسان نما ... شوهر داری به خدا سخته )

    - استخون درشت حتما ( پس فردا پسرمونم میکشه به این دیگه )

    - مو حتما بلند ، اکیداً عرض میکنم بلند ( زن باید موش بلند باشه ، یعنی چی جدیدا مد شده .... مردا زن شدن موهاشونو میندازن گل شونشون عقب پیش پیشی میبندن ، زنا کوتاه میکنن. آدم میترسه خونه راهشون بده ... فکر میکنی سرباز فراری ) 

    - رقص عالی ( جینگیل جوات نباشه ، شب به شب قراره با ما برقصه ... منم خوش رقصم رقصم افول میکنه ) 

    - حتما رنگ روشن بپوشه - صبح تا شب عزادار نباشه همش سیاه .... نپوشید هم اشکال نداره . حالا یه جوری باهاش سر میکنیم دیگه 

    - ابروهاش کمونی باشه. اوقات فراغتمونو تیر کمون بازی میکنیم 

    - رویش موهاش کم باشه ( من پول ندارم هر روز بدم آرایشگاه ) 

    - صداش نرم باشه ، چیطوری بگم ... ناز داشته باشه ... خشانت نداشته باشه ... بابا آدم میخواد تلفنی حرف بزنه سکته نکنه ! صداش باید قجری باشه! زبانم بلد نبود حتما لهجه اش رو داشته باشه 


    ب : مشخصات مالی

    - تک دختر باشه ( حالا داشت هم خواهر داشته باشه برادر نداشته باشه پس فردا میراث خور بشه) 

    - ترجیحا پدرش بالا 65 باشه - یا سیگاری باشه یا سابقه سکته قلبی مغزی یا هم سرطان داشته باشه

    - حتما مایه دار باشه باباش!

    - باباش یا ماکسیما داشته باشه یا پرادو یا سوناتا هم بود عیب نداره ... دیگه هیچی هیچی یه زانتیایی مزدایی چیزی داشته باشه پس فردا ماشین عروس آبرو ریزی نشه

    - موبایل (0912 خوب آنتن بده) گوشی حتما apple 4s یا از این جدیدا مدل Z میگن. حالا هر چی فقط 1100 نداشته باشه که کفری میشمااااااا

    - خودش حتما شاغل باشه ( بابا این حرفای سنتی رو کنار بزارید ... تو هزاره سوم زن و مرد باید دوشادوش هم کار کنن)

    - مهریه یک سکه بهار آزادی به نیت خودش. حالا یکیم من میذارم روش 2 تا. به نیت خودم 


    - جهیزیه درست حسابی بیاره شامل :

    - مبل نشیمن

    - مبل پذیرایی

    - مبل نهار خوری

    - مبل آشپزخونه ( جنسش جور باشه - نره از مفت آباد دو تا تیر تخته بیاره بزاره وسط - دیپورت میکنم با خودش همشو خونه باباش من شوخی ندارم هاااااا )

    - سرویس آشپزخونه اش قابله و .... همه تیفال!

    - سرویس چاقو و قاشق چنگال زورینگر

    - یخچال حتما ساید بای ساید ازینا که یخ تیلینگ تیلینک تف میکنن بیرون رنگشم استیل باشه سفید خز شد رف پی کارش

    - سورخ کن ( واوش بخاطر لهجه بودا)

    - تستر

    - ساندویچ میکر

    - و وسائل برقی آشپزخونه هم یا مولینکس یا سامسونگ یا دوو ... ( برنداری چرخ گوشت و آبمیوه گیری پارس خزر بیاری )

    - همینطور جارو برقی و ...

    - لوازم صوتی و تصویری کامل

    - سینما خانوادگی با این تلوزیونای فلت سامسونگ یا سونی که مثل هیچکدام دیگر نیست. تری دی هم باشه قبوله

    - لباسشویی کنوود

    - اجاق گاز اگرم خارجی نمیاره یا پادیسان یا سینجر ( اطلاعات تکمیلی بعدا به اطلاع میرسونیم)

    - عروسی هم نیمیگیریم ، من به خاطر عشق میگم ! الان دیگه این تشریفات و تجملات که مایه

    بقای زندگی نیست .... میریم یه سفر با هم مشهد بر میگردیم میریم سر خونه زندگیمون مثل دوتا گنجیشک عاشق کیش و دوبی و ترکیه و آنتالیا ... اینا آخه خوب نیست مشهد تبرکه ، نیت مقدسه من به خاطر این میگم 


    ج : مشخصات تحصیلی

    - حتما یا کنکوری باشه یا دانشجو

    - دانشجوهای محترم دانشگاه آزاد در صورتی که تعهد کتبی ازخانوادشون داشته باشن که شهریه دانشگاهشون تا قرون آخر پای اوناس میتونن ثبت نام کنن

    - دانشجوهای عزیز دانشگاه سراسری هم باید تعهد داشته باشن که مخارج جانبی پرداخت میشه ( آقا زن میگیرم صلواتی بورس تحصیلی نمیدیم که )

    - ترجیحا دانشجوی کامپیوتر یا رشته های مشابه فنی که پولساز باشه ... میخوام چیکار بره دامپروری(دامپیوتر) بخونه از پس فردا بیاد ور دلم بشینه چت کنه!


    چهار نفر به قید قرعه به عنوان همسر ثابت و دیگر شرکت کنندگان فله ای صیغه ! 


    خخخخخخخخخ! آخیییییی. دلم ضعف رف. برم یه چی بخورم. منتظر ثبت نام شما هستیم! 



  • نظردونی() 
  • نوع مطلب :طنز! ،
  • سال 1393

     ضمن تبریک سال جدید

    خدمت شما عرض شود که بنده امسال قصد ازدواج دارم ، لطفا سبزه ها را به نیت من گره بزنید ! خخخخ  



  • نظردونی() 
  • نوع مطلب :طنز! ،
  • سال نو مبارک


    بازم سلام

    یه سلام گرم دیگه خدمت شما. نه با تو نبودم . اون پشت سریتو میگم 

    امیدوارم سال خوبی در پیش داشته باشین. گفتم بیام توی این چند ساعت باقی مونده یه سری چیزا رو بگم و برم با برف سال دیگه بیام! 

    اومدم بگم اگه خوبی دیدید حتما اشتباه شده یا اینکه من پشت سیستم نبودم. یکی از بچه ها سر کارتون گذاشته! 

    اگه بدی دیدید خوب معلومه حقتون بوده و اصن روالش اینه ! 

    ضمناً در سال جدید هم همین روال با شدت بیشتری ادامه داره! 

    سال خوبی داشته باشین



  • نظردونی() 
  • نوع مطلب :طنز! ،
  • یکی بود یکی نبود...

    سلام سلام


    برید کنار! دکتر مثبت اومده! 

    خدمت شما عرض شود که تو این روزا خداییش کم آوردم. انقد دلم پره که نگو و نپرس. از چپ و راست داره از آسمون بلا رو سرم نازل میشه. انقد تو خودم فرو رفتم که تازگیا بخاطر فرار از تنهاییام شعرم میگم! اونم چه شعرایی!اوه اوه! واویلا لیلی...!  این همه نبوغ و استعداد حیف نیست؟! آقا یکی بیاد منو بگیره! 

    خو بریم سر اصل مطلب!


    میخوام امشب براتون قصه بگم
    قصه رو آروم و آهسته بگم

    قصه ی یه مرد دارا و ندار
    قصه ی ترش و شیرین و غصه دار

    قصه ی یه قصه گو که خنده هاش و گریه هاش 
    روح میدادن به قصه هاش

    اولش بذار بگم...
    درد دلم بی قافیه ست
    "زندگی قافیه ی شعر من است"

    یکی بود یکی نبود
    زیر گنبد کبود قصه مون 
    یه جوون خسته بود
    گوشه ی خرابه ای نشسته بود

    جوونک به دختری دل بسته بود
    اما دل شکسته بود...


    این شعر بر اساس یک واقعیت نوشته شده. واقعیتی که هر روز می بینیمش اما خیلی ساده از کنارش رد میشیم.
    واقعیتی که ممکنه برای هر کدوم از ما اتفاق بیفته و حتی ممکنه عواقب بدی رو در پی داشته باشه. این یکی از واقعیت های بد جامعه امروزیه. یه کم به محتویات شعر دقت کنی متوجه منظورم میشی. 

    چی میشد کبوترای نامه بر
    خونه ی عشقو فراموش نکنن

    چی میشد لیلی و مجنون
    سختی عشقو با هم طی بکنن

    چی میشد عاشق و معشوق
    شبی رو بدون هم سر نکنن...

    چی میشد بازیگرای قصه مون
    تو سختیا، همو فراموش نکنن


    چه قصه ی تلخیه قصه یکی بود یکی نبود. 

    چی میشد که قصه ای با "یکی نبود" سر نمیشد

    چی میشد "یکی نبود" تو قصه مون حک نمیشد

    یا که هیچ قلبی تو دنیا تک و تنها نمیشد...

    چی میشد فقط یه بار این قصه تکرار نمیشد...

     چی میشد ...

    جوونک درسته که غمگینه

    اما دلش به این خوشه که یارش با یکی دیگه خوشه...

    شب زیبایی رو براتون آرزو می کنم 



  • نظردونی() 
  • نوع مطلب :ترش و شیرین! ،
  • اطلاعیه!

    به اطلاعیه ای که هم اکنون به ذهنم رسید توجه کنید! 

    در راستای اجرای عدالت اداری و غیر اداری کمپانی دکتر مثبت+! وابسته به یک اداره معتبر از میان عموم هموطنان اقدام به استخدام نموده است!!! برای کسب اطلاعات بیشتر سعی خودتان را بکنید! 



  • نظردونی() 
  • نوع مطلب :طنز! ،
  • بعد از خدمت مقدس سربازی بر من می گذرد!

    میگن سلام سلامتی میاره. سلامتی هم که زندگی میاره. به قول بابام سلام زن هم میاره. زن هم که بچه میاره. بچه هم که بدبختی میاره. حالا چه خوشکل باشه یا زشت و بد ترکیب! اصن یه وضی! 

    ولی من با این حال سلام می کنم. شاید حداقل برام زندگی آورد!

    بالاخره خدمت مقدس سربازیم هم تموم شد و بعد از مدتها اومدم اینجا که یه کم چرت و پرت بنویسم! 

    روزای سختیه. بعد از مدتها تصمیم گرفتم که دوباره شروع کنم به خر زدن! عههه... ببخشید درس خوندن!  در دریای فرمول های خفن ناک غرق بودم که یهو دیدم ریشه کنار ناخونم زده بیرون. بعد هرکاری کردم نتونستم با دندونام بکشمش بیرون! همینجوری که نشستم اطرافمو دید میزنم  . یهو یه فرشته میاد تو اتاق! و اون فرشته کسی نیست جز مامانم که برای جبران خستگی پسرش داره براش آبمیوه و شیرینی میاره! منم مثلاً دارم درس میخونم



  • نظردونی() 
  • نوع مطلب :طنز! ،
  • اینا برام سؤاله!

    سلام به دوستای گلم

    خوبید؟

    ببخشید من اینقدر دیر به دیر میام

    شما هم که سر نمیزنید اصلا!66.gif

    یه سری سوال تو ذهن منحرفمه اما جوابی براشون پیدا نمیکنم. شما نظرتون چیه؟45.gif

    عمو زنجیر باف! بلهههه! زنجیر منو بافتی؟! بلهههه! پشت کوه انداختی؟! اصن چرا زنجیرو بافتی؟ اونوخ چرا انداختیش پشت کوه؟!!! 39.gif4.gif

    چرا به حیوان نر و ماده مرغ عشق میگن مرغ عشق. نمیگن خروس عشق؟ 52.gif

    چرا تهرونیا وقتی میان شمال شیکمشونو با دود قلیون پر میکنن؟ مگه بخاطر هوای پاک نیومدن شمال؟39.gif

    راستی واقعا چطور بعد از این همه سال هنوز وقتی با یکی روبوسی می کنیم نمی دونیم باید دوبار صورت هم رو ببوسیم یا سه بار که ضایع نشیم؟!4.gif



  • نظرات() 
  • نوع مطلب :طنز! ،
  • یلدا مبارک!

    سلااااااااااااام 

    سلامی که میشنوید صدای یک دکتر است از نوع مثبتش! که تصمیم گرفته از این به بعد شب ها زود تر بخسبد تا روزها دیگر خوابش نیاید و بیشتر آپ کند!  

    شتررررررررقققققق! دکتر مثبت وارد می شود

    خانوما و آقایون پیشاپیش شب یلداتون مبارک!! مد شده همه شب یلدا رو تبریک میگن. اصن نمی فهمم شب یلدا کجاش تبریک داره! خب میتونن بگن شب یلدا خوش بگذره. 

    جاتون خالی تو این چند روز همه کارا رو منفجر کردم تا آخر هفته خیالم راحت باشه

    اول از همه خدمت شما عرض شود که... 

    هنوز نمیدونم چرا اسم این شب، شب یلداست. چرا همش اسمای خوب واسه دختراست؟ اصن چرا اسمشو یدالله نداشتن؟! 


    شبی که همه فامیل به بهانه دور هم بودن در خانه یکی از بدشانس ترین افراد فامیل که اتفاقاً پولی هم در بساط ندارد (در این وضع خراب اقتصادی) جمع میشن و تا حد مرگ (تأکید میکنم تا حد مرگ! ) از هله هوله هایی که پول آنها حاصل یک ماه عرق ریختن مداوم است، می خورند تا جایی که راهی برای نفس کشیدن برایشان باقی نمی ماند... بعد از آن معده شروع به فعالیت میکند و تا چند روز بی وقفه غذای بلعیده شده را مشت و مال میدهد بلکه فضای کمتری اشغال کند! 

    این است جشن گرفتن برای یک دقیقه بیشتر با هم بودن!

    دکتر مثبت+!



  • نظرات() 
  • نوع مطلب :طنز! ،
  • تو هم مثل همه شاهی؟!

    نمیدونم از کجا شروع کنم. نمیدونم از چی بگم. اصلا نمیدونم. این اولین باریه که اومدم اینجا که یه چیزی بنویسم اما چیزی جز غم و اندوه تو دلم نیست. این دست نوشتم با بقیه نوشته هام فرق داره

    تو این چند روز اتفاقای مختلفی تو زندگی شخصیم افتاده. اصلا نمیدونم از کجا شروع کنم. اصلاً قابل گفتن نیستن.

    هر روز صبح که خورشید از شرق طلوع می کنه یه دردسر جدید باهاش شروع میشه و با غروب خورشید ختم به خیر میشه! اما نگرانی ها و ناراحتی های روحی زیادی برا من به همراه میاره.

    خسته شدم از این هیاهو، از این همه درد و از این همه...

    تو این زندگی ناکام ترین ها کسیه که دوست داشته بهترین باشه. دنیا واقعاً خیلی پسته. یه روزی واسه زندگی دنیوی ارزش زیادی قائل بودم اما حالا دیگه نه. خیلی دلم گرفته. کاش این سفر هر چه زودتر تموم بشه.

    به دور و برم که نگاه میکنم آدمای زیادی رو می بینم. به نظر آدمای خوب زیادی تو دنیا وجود داره. همین آدمای خوب یه روزی که منافعشون به خطر میفته دستتو یه راست میذارن تو حنا! 

    خسته ام! خسته از آدمهایی که پیش همه شاهند ولی 10 شاهی هم نمی ارزند!



  • نظردونی() 
  • هدیه

    اصلا نمیدونم چرا تا میگم هدیه همه یادِ خانم تهرانی میفتن! 

    آخه مگه هر گردی گردوئه؟! 
    کاش منم یاد همون خانوم تهرانیه میفتادم و مث بقیه خوشحال میشدم! 
    لا اله الا الله ! 

    بریم سر اصل مطلب! یکی از روزای اواخر شهریور 67، روز تولدمه. چند روز پیش هم سالروز تولدم بود. روزی که 24 ساله شدم و از اول صبح منتظر این بودم که هر لحظه بهم خبرای شیرین برسه. اما متأسفانه اوضاع هر لحظه بدتر میشد. این شرایط تا جایی پیش رفت که در نهایت بخاطر چیزی که حق خودم بود و بهش اصطلاحاً استحقاقی میگفتن توبیخ شدم! حالا همه تو خونه منتظر من بودن، اونوقت من توبیخ شده بودم و نمی تونستم برم پیش خانوادم!

    کاش هرگز این روزا نمی اومدن. روزای سخت و دلگیریه. 300-400 روز پیش کجا بودم و الان کجام؟؟! 

    کاش یه کم دستام شورتر بودن. شاید نمکشون یه کم چش بعضیا رو می گرفت!تو این چند روز دقیقاً این بیت بهم ثابت شده.

    هرکه خوبی کرد زجرش می دهند / هرکه زشتی کرد اجرش می دهند

    اصولاً طنز چیز جالبیه. بعضی از اتفاقایی که تو زندگیمون میفتن از شدت تلخی به طنز می زنند. بعضی اخبار هم کلاً نیازی به دستکاری ندارند و به خودی خود طنزند!

    کاش طنز تلخ می مُرد! و کاش همه زندگیمان طنز بود!

    برای بهتر زیستن باید همرنگ جماعت شد!!!



  • نظردونی() 
  • نوع مطلب :طنز تلخ! ،
  • من کیک میخواااااااممممم!

    من کیک زرد میخوااااااااممممم!   به چند نفر سپردم برام کیک زرد بگیرن، یکی گفت تو بازار نیست، یکی گفت بچم سر ماه تولدشه برای تولدش میگیرم، یکی دیگه گفت ...

    من کیک میخوام والا من عقلم به این چیزا قد نمیده. آخه چرا کیک به این خوشمزگی رو باید ببرن نطنز بریزن تو اون نیروگاه هسته ای! 

    شاید اگه کیک زرد رو ببرم اونجا بریزم تو اون دستگاه و غنی شدش رو بخورم بهتره یا کیک زرد رو اول بخورم، بعد خودم برم تو دستگاه؟!! فکر میکنم حالت دوم اثرش بیشتر باشه و بهتر غنی بشم!! 

    اکبر آقا (قصاب سر کوچه) ماشاالله، هزار ماشاالله، بزنم به تخته، اونقدر داره که نیاز به اینجور غنی شدن نداره!!

    به امید روزی که همه آدما به یک اندازه غنی بشن!

    دکتر مثبت+!



  • نظردونی() 
  • نوع مطلب :طنز! ،



  • دکتر مثبت+!


    آخرین پست ها


    آمار وبلاگ

    • کل بازدید :
    • بازدید امروز :
    • بازدید دیروز :
    • بازدید این ماه :
    • بازدید ماه قبل :
    • تعداد نویسندگان :
    • تعداد کل پست ها :
    • آخرین بازدید :
    • آخرین بروز رسانی :