تبلیغات
تــــرش و شیـــــرین

شارژ ایرانسل

فال حافظ

 

شنبه 27 اسفند 1390
ن : دکتر مثبت+! نظردونی

عید



به ترش و شیرین خوش آمدید! اینجا محفلی ست برای انتشار توهمات فانتزی یک به اصطلاح طنزنویس! حالا اینکه کجای این وبلاگ طنزه رو گیر نده! مهم اینه که قرار بوده توهمای فانتزی خودمو اینجا بنویسم. پس به بزرگی خودتو و به حرمت احساسات نویسنده، تلخی گاه و بیگاه اینجا رو تحمل کن. اینجا هر چند روز نسبت به روزای قبل یه سری تغییرات داره؛ پس برای از دست ندادن آخرین توهمات فانتزی، هر چند روز یه توک پا بعد از خواب به سراغش بیا، مطمئناً همیشه چیزی هست که دلتو اینجا گیر بیندازه!

عید نوروز رو به شما تبریك میگم. خلاصه مهم اینه که عیده. بابانوئل نه ببخشید عمو نوروز برامون عیدی میاره. اما من نمی دونم این عمو نوروز با این اوضاع گرونی ورشکست نمی شه !  

حالا بی خیال از همه ی اینا مهمتر اینه که احتمالا امسال 14 به در و 15 به در و 16 به در و 17 به در هم داریم. احتمالاً تو این روزا آماده باشیم و چند روزی نمیتونم بیام و بهتون سر بزنم. والا خاصیت بچه مثبت بودن اینه دیگه یهو میزنه زیر آب. حالا کی میاد بیرون معلوم نیس. من میرم ولی همیشه برمیگردم! 

سلام

عید آمد و عید آمد به گل بلبلی آمد

ای بلبل سحر پایان شب سیه سر آمد

آن روز که دکتر مثبت آمد

دریاب که عید از ره آمد


خانوما آقایون خوبین ؟عید شما مبارک. صد سال نه، صد و بیست به این سالا

لپتو بیار جلو میخوام ماچت کنم به به (البته باید بگم برای جلوگیری از هرگونه سوء برداشت بنده الان فقط آقایونو ماچ کردم و کسایی که منتظر مچ گیرین آگاه و مطلع باشن که مورد دیگه ای نبود)

شعری که از نظر گذشت مثل همیشه توهماتی بود به مناسبت نوروز که یهو از مخم عبور کرد و ماام نوشتیم و هیچ تفکر فوق العاده ای پشتش نبود. البته فک کنم از شعر "شی شی شیطونک"  یا  شعر "تیریپت منو کشته" و یا "نیش نیناش" از برادر بزرگوار و پدر شعر مدرن ایرانی(!) جناب ساسی مانکن  بهتر باشه ضمناً آرایه های جدیدی هم به صنعت شعر ایران اضافه شد!

راستی از همه کسایی که عید و زودتر تبریک گفتن ممنونم و تا چند روز اول عید مرخصی هستم. تو این چند روز سعی میکنم بیام تو وبلاگاتون و عرض ارادت میکنم

این متن تقدیم به شما با یک دنیا مهر و محبت

نمیدانم توت میخورم یا عسل شاید هم میوه بهشتی است. به به! چقدر شیرین است
دعا میکنم همیشه 
چشمه هاتان پر آب
باغتان پر برکت
زندگیتان پر شور
لحظه لحظه روزهاتان همچو این توتها 
شیـــــرین
همیشه لبتان خندان و دلتان شاد

سال نو پیشاپیش مبارک 

دکتر مثبت همیشه مثبت باقی میمونه! 




جمعه 26 اسفند 1390
ن : دکتر مثبت+! نظرات

دوران سربازی



سلاااااااااااااااااااااااااااام. همه خوبین ایشالا؟ 
از دوستایی که اظهار لطف کردن ممنونم ما مخلص همه شماییم 

امروز میخوام از سربازی براتون بگم. دورانی که باعث شد خیلی چیزا رو ببینم. سختیای زیادی بکشم و قدر چیزایی رو که دارم رو بیشتر بدونم. دورانی که توش میشه به همه چیز و همه کس فکر کرد. اونایی که هنوز باهاتن و اونایی که دیگه باهات نیستن. 


از سربازی بگم برات، از آشخوری بگم برات، ازصبح بلند شدناش، از آنكارد كردناش
 
اول بگم كه هرروز، یا كه یكی درمیون، میشی نگهبان روز / نگهبان آسایشگاه میون صبح و ناشتا 
 
نكنه یه دفعه بیاد افسر نگهبان پیر، اونو كنه غافلگیر/اضاف، سه چهار پنج روزه یا تنبیه ده روزه (آخ جوووون!)

از غذاها بگم برات،دست ننم درد نكنه / با یه سوپ و با یه آش ما رو میكرد شاد باش
 
غذایه اینجا رو بگم ، حتما میگید چلو مرغ یا حداقل خود مرغ / سیب زمینی ناپخته با تخم مرغ سوخته! 
 
حالا بخور یا كه نخور، گشنه بمون یا كه نمون/ نازتو رو كی میخره ، آب غورتو كی میبره
 
از جلو نظام خبر دار زود بایستید راست ِراست/ وای اومده فرمانده ، شل شده پای بنده

اگه از همه ی اینا بگذریم از غذای سربازی نمیشه گذشت. اکثر غذا ها شورن! مخصوصا روزای اول! ماشالله آب هم که واسه خوردن نداشتیم. پادگان تبدیل به صحرای کربلا شده بود. روزای اول غذاها طوری بودن که قابل خوردن نبودن. روزی 10 ساعت هم تمرین میکردیم. حالا بیا و تماشا کن. گشنه و تشنه بگیر بخواب! مگه خوابمون میگرفت. بعد از چند روز اعتراض کردنامون به اون چیزای به اصطلاح غذا بالاخره یه کم رنگ و بوی غذا رو حس کردیم. پریشب لوبیا داشتیم. برام جالبه که این چه غذایی بود. لوبیا بود یا دریاچه ی ارومیه! 

جالب اینجا بود که بین اون همه آبی که تو یقلبیم بود هر چی دنبال لوبیا گشتم پیداش نکردم. من و چند تا از بچه ها ستاد ِ گشتِ لوبیا رو تشکیل دادیم. تا اینکه بالاخره موفق به کشف یک فقره لوبیا تو یقلبیم شدم!  اما یه احسنت باید به آشپزمون بگم. دستاش معجزه میکنن! هر غذایی درست میکنه مزه ی قیمه میده!  اینو باید ببرن مسابقات بین المللی! در عوض قیمه درست میکنه با مرغ! 

خدا تا آخرش بهمون رحم کنه! معلوم نیست از این پادگان زنده خارج میشیم یا نه!!

دعا کنین! 



جمعه 12 اسفند 1390
ن : دکتر مثبت+! نظرات

من قلط کردم(غلط)



من قلط کردم(غلط)

سلام

خانوما آقایون من شرمندم منو ببخشید

آقا غلط کردم به جان خودم اینقده اینور اونور رفتم تو این یکی ٢ روزه. انقده هر نوع بلای زمینی و آسمونی سرم اومد که نگو. انقده دلم واسه شما و دیدن نظراتتون تنگ شده بود که نگو. به جان خودم امروز روز اولیه که اومدم بعد اینهمه مدت تو بلاگم وقتی دیدم اظهار لطف دوستارو همینجوری آب شدم خجالت میکشیدم  آپ کنم ولیییییی دله دیگه طاقت نداره 

خوب دیگه بخشیدین.آره؟ بگو آره دیگه بگو .مگه چن تا دکی مثبت دارین آخه؟ یکی منم دیگه نه؟ 

دلتون برام تنگ شده بود؟ ها؟ بگین دیگه؟ آره؟ 

چه خودمم تحویل میگیرم الان میگی(میخوام خودمونی باشیم) همچین تحفه ایم نبودی که حالا دلمون بخواد برات تنگ شه چه خودشم تحویل میگیره ...(سانسور شد)

نکته: من حتماً دوستانی که لطف کردنو به لیست پیوندها اضافه میکنم (که اضافه کرده بودم!)

نکته: به قیافه من نیگا کنین دلتون برام بسوزه 

نکته:من بچه خوبیم 

نکته:من منم 

نکته:من مثبتم 

بچه ها من اومدم 

سلام

سلام دوباره به زندگی اینترنتی! نمیدونین دلم چقدر براتون تنگ شده بود

سلام

(نگران نشین حالم خوبه یکم ذوق زده شدم. به دوستانی که فکر میکنن احتمالا تو بخش روانپزشکی این ۲روز رو بستری بودم باید بگم نه دیگه اینقده قاطی نکردم) امروز اومدم یه پستی بزنم و دوباره بعد از ظهر برم پادگان

دوباره بر میگردم.

دوستون دارم. فعلا


دوشنبه 1 اسفند 1390
ن : دکتر مثبت+! نظرات

انواع لایک !!!





بنا بر درخواست های مکرر عده ای افراد ناشناس موسوم به گروه لایکر (Liker) تحت فرماندهی "عبدالمالک لایکر" این مطلب رو از یه جایی کش رفته و سپس در این مکان  Paste  کردم! امیدوارم از تحقیقی که حدود 3000 میلیارد نفر ساعت (!) روز طول کشیده نهایت استفاده رو ببرید 

لایک بی هدف: این قبیل افراد ، صبحها بسم الله گویان وارد نت شده  و به نیت قربتاً الی الله ندیده و نخونده ، خر را با خور ، مرده را با گور ، لایک میکنند! 

لایک به معنی" منو داری" : فقط جهت اعلام حضور 

لایک به معنی" آخ گفتی " : همواره با " با اجازه شِیر کردم " همراه است 

لایک به معنی" تو خوبی؟ " : تایید متن به صورت فورمالیته 

لایک به معنی" هوووی " : اصلا فهمیدی من آنلاینم ؟؟؟ بیا یاهو  کارت دارم 

لایک به معنی: فهمیدم با من بودی ! ولی خودتی ، عمته ، باباته

لایک به معنی+١٠٠ : بیچاره ٩٩ تا لایک داره بذار ١٠٠ ش کنم براش حالشو ببره

لایک مرامی : نفهمیدم چی گفتی ، ولی رفیقمی ، من لایک نکنم کی لایک کنه؟در این حد حتی!

لایک از سر بازکنی : لایک کنم ، فردا یخه مو نگیره بخواد برام شفاهی تعریف کنه 

لایک همدردی : مثال : از این زندگی متنفرم .... هزارتا لایک میخوره که : بمیرم برات ، منم همینطور ، فهمیدم حالت خوش نیس ، خدا باعث و بانیشو به زمین گرم بزنه ، خدا از دهنت بشنفه و امثالهم

لایک بی منظور : سهوا دستشون خورده رو دکمه لایک

لایک هدفمند : مطلب خوبی داری ، به منم سر بزن

 لایک بلاعوض : من لایک میکنم ، ولی انتظار ندارم تو هم بیای لایک کنی

لایک ترحیم : روحشون شاد 

لایک رد گم کنی : میدونی منظورش تویی

لایک گل به خودی : فحش خواهر و مادر با ذکر اسم و فامیل و شماره و شناسنامه تان را لایک کنید

لایک فتبارک الله و احسن الخالقین : زیر نوشته های خودتون

لایک تجدید بیعت: کارت میزنین و بیعت مجدد میکنید با رفاق که یعنی مثلا "هنوز دوستیم"

لایک جنبه رو داری؟ : با وجود اخلاق مزخرفت و سگیت ، ببین من چه جنبه ای دارم ؟؟؟

لایک به معنی" بسه دیگه "  : بیا از منبر پایین ، کافه تعطیله 


جمعه 28 بهمن 1390
ن : دکتر مثبت+! نظرات

عشق = کشک؟!



سلاااااااااامممممممممم 

اول باید از همه دوستانی که انگشت رنجه فرمودند و به وبلاگم سر زدن و از انرژی مثبتی که بهم دادن تشکر کنم

خدمت شما عرض شود که زندگی خرج داره. منم و ۷-۸ تا بچه قد ونیم قد دارم. برا همونه که بعضی وقتا نصف شب مینویسم تا پول صرفه جویی تو اینترنتو بزنم به زخمای زندگی!

یه چند روزی به خاطر مشغله ی کاریم کم پیدا بودم. امروز هم آخرین روزیه که هستم. از این به بعد کم پیدا تر میشم با چند روز تاخیر ولنتاین رو بهتون تبریک میگم. میبینم که کادو هارو گرفتین و دو دستی تقدیم به عشق عزیزتون کردین! ایشالله همیشه عشقتون پایدار باشه

اما خیلی این روزو دوس دارم همه دستشون یه کادو گل هس اونم نباشه لبخندو دارن حداقل یه روز هس که چهره عبوس آدمارو شاد ببینیم!


 امیدوارم همتون بهترین والنتاینو انتخاب کنید برا خودتون. کساییم که والنتاین ندارین غصه بیخود نخورین یه روز (اینجوری دسته گل به دست! ) جلوتون سبز میشه. دیر و زود داره سوخت وسوز نداره بعضیا هم که کلاً میگن عشق کشکه، باید خدمتشان عرض کنم هی در گوشتان نچپانید که...

عشق همان کشک است! مجید جان! اون کشکه این عشقه! حالا هی بگو! 

آرزوی داشتن عشق واقعی واسه همتون. چرندیاتمو با چند تا حرف مفت دیگه به زبان شعر به پایان می رسونم


عشق کی گفته آش کشک و دوغه؟! 
این گفته از هر کی باشه دروغه
بهش بگین دروغ نگه بعد از این
یعنی دیگه دروغ نگه٬ بش بگین
عشق نداره قیمتی پیش آش
خصوصا اون که کشک و دوغ باشه باش
عشقا شدن خیابونی٬ تو جوبی!
ا و ل صب تا آ خر غر و بی
کله ی صب بعضیا عاشق می شن
تنگ غروب که می شه فارغ می شن
صبحونه می خورن می یان تو کوچه
به جای نون می رن پی کلوچه!
از اون کلوچه های خوب و مرغوب
همون کلوچه های واقعا خوب!
آهای جوون که صاحب سپندی
عشقا شدن ماکسیمایی٬ سمندی
موسو داری وقتشه عاشق بشی
بری تا صب سوار قایق بشی
دوس ندارم قایقو بازش کنم!
مطلبو بی جهت درازش کنم
چون همه تون اهل فَنین٬ واردین
به حرف من درست اگه گوش بدین
عشق آدما رو سر کار می ذاره
تا این که پیرشو نو در بیا ر ه
برین بگر د ین با پای پیا د ه 
نمونه هاش تو شهر ما زیاده
آخر شب گرسنه توی کوچه 
جوونه که مونده واسه کلوچه
من نمی گم که عاشقی دروغه
باشه! موافقم که کشک و دوغه
وقتی آدم خیلی گرسنه باشه
یه کاسه آش کشک و دوغ خداشه
عجب چیز تمیز و توپی گفته!
"عشق واسه گرسنه حرف مفته"
آی جوونای سینه چاک عاشق
یه وخ نرین همین جوری تو قایق
اصلا نرین سوار قایق بشین
کی گفته اصلا شما عاشق بشین؟!
دنبال چیز تو کوچه ها نگردین
برین کار کنین اگه خیلی مردین!
دو شاخه وقتی عاشق پریزه
والا دیگه عاشقی خیلی چیزه!

ممنون که اومدید


پنجشنبه 27 بهمن 1390
ن : دکتر مثبت+! نظرات

یکی بود، یکی نبود



امروز یه مطلبی خوندم با این عنوان "عکس‌هایی تکان دهنده از شغل یک پیرمرد!!!!!!"

**********************************************
در بساط ژنده‌اش رنگ پیدا می‌کنی. رنگ شادی که به زندگی کودکان می‌زند. کاش با فروش بادکنک‌ها، خستگی‌هایش کم ‌شود!
رنگ
رنگ
رنگ
آبی
زرد
نارنجی
و سفید
193981-2011-10-25-11-19-16.gif

229580-2011-10-25-11-19-29.gif


و در دستان پینه بسته‌اش خط و خطوط فراوان از پیچ و خم زندگی و یک معمای حل نشده هست: «امروز چگونه به فردا می‌رسد؟»
841030-2011-10-25-11-19-43.gif

و خدا هنوز آن بالا است
382885-2011-10-25-11-19-54.gif

کاش با فروش همه بادکنک‌ها، خستگی‌هایش کم شود! 

**********************************************
 درد    درد    درد.........دل بی درد کجاست؟؟

وقتی به بعضیا! میگیم مردم محتاج نون شبشون هستن. فقر و بیکاری همه جا رو فراگرفته. اختلاف طبقاتی داره بیداد میکنه، میگن زیاد زر نزن!!!! حرف مفت کمتر بزن وگرنه....! این آدما برا شکم خودشون یه پرس چلوکباب و مخلفات رو می پسندن و برای بقیه یه دونه نون بربری!!!

سهم من از این زندگی پر زرق و برق بعشی از آقایون چیه؟ چرا یه عده باید بالا نشین بشن و بقیه از پایین به دست اونا نگاه کنن؟! چرا تو قرن بیست و یکم باید این همه فاصله طبقاتی وجود داشته باشه؟

ای آقا! اصلا فقر چیه؟ کیه؟ خوردنیه؟! تو جیب جا میشه؟!!!! اصلا مگه فقر هست که خطی هم بخواد داشته باشه؟ آقا چه حرفایی میزنید ایران و فقیر؟ بابا این چند تا دونه ای هم که تو خیابونا پلاسن به جون شما نباشه بچه های تئاترن دارن تمرین نمایش میکنن منتها یه نمایش از نوع واقعیش!

دارم با خودم قصه دارا و ندار رو زمزمه می کنم. آقای ..... (ســــــــــــوووووووووووت!) میفرمایند!!!: نمی دانیم خط فقر کجاست ؟! خط دارا و ندار گم شده! انقدر ندار ها از دارا ها دور شده اند که دیگه خط فقر بین این دو دیده نمیشه. اما من این خطو می بینم. هر روز اینو با چشمای خودم تو هر گوشه ی شهر می بینم. نه تنها خط فقر که فقر رو می بینم. آقای ..... (ســــــــــــووووووت!) لطفا بفرمایید دو قدم با ما باشید.......... 


یکی بود، یکی نبود. یکی اونقدر داشت که نمیدونست چجوری خرجش کنه. یکی به نون شبشم محتاج بود!!! یکی اونقدر داشت که به جای شمردن پولاش، اونا رو پارو میکرد! یکی ....

حالا می فهمم که چرا اول قصه ها میگن؛ یکی بود یکی نبود!
یکی بود یکی نبود. این داستان زندگی ماست.
همیشه همین بوده. یکی بود یکی نبود …
برایم مبهم است که چرا در اذهان شرقی مان “با هم بودن و با هم ساختن” نمی گنجد؟
و برای بودن یکی، باید دیگری نباشد.
هیچ قصه گویی نیست که داستانش این گونه آغاز شود، که یکی بود، دیگری هم بود … همه با هم بودند.
و ما اسیر این قصه کهن، برای بودن یکی، یکی را نیست می کنیم.
از دارایی، از آبرو، از هستی. انگار که بودنمان وابسته به نبودن دیگریست.
انگار که هیچ کس نمیداند، جز ما. و هیچ کس نمی فهمد جز ما.
و خلاصه کلام اینکه : آنکس که نمی داند و نمی فهمد، ارزشی ندارد، حتی برای زیستن.
و متاسفانه این هنری است که آن را خوب آموخته ایم.

هنر “بودن یکی و نبودن دیگری” !!!

هنر ما هنر یکی بودن و یکی نبودنه

دکتر مثبت+!


پنجشنبه 27 بهمن 1390
ن : دکتر مثبت+! نظرات

سربازی



از آن روزی که سربازی به پا شد 
ستم بر ما نشد بر دخـــتران شد 

بسوزد آن که سر بازی به پا کرد 
تمام دخـــتران را چشم به راه کرد 

سلام سلام! بازم سر و کله ی دکتر مثبت پیدا شد! 

از چند خط شعری که بالاتر نوشتم کاملاً مشخصه که میخوام در مورد چی بنویسم! (اگه فهمیدی منظورم چیه نگو!بذار همه تو کف ِ نوشته هام بمونن!  )

چیزی که میخوام امروز در موردش بنویسم، پدیده ایه به اسم "خدمت مقدس سربازی"!!! 

این روزا به هر کی میرسم یا داره میره خدمت یا چند ماهی از خدمتش رو سپری کرده؛ یا اینکه کلاً خدمت رو پیچونده! 

چند روز دیگه مشخص میشه من جزء کدوم دسته هستم! 

اما بشنوید از موافقان و مخالفان سربازی:
موافق! : وجود یک ارتش قدرتمد برای هر کشور یه امر حیاتیه. پس باید همه جوانان کشور دوران خدمت رو سپری کنند و در این راه گامی استوار در پیشرد اهداف دفاعی کشور بردارند.

مخالف!: دو سال از عمر گرانبار جوونا به هدر میره و تو این راه کسانی به علت های مختلف (از جمله از دست دادن دوست دخترشون (!)  و ... ) دست به اقداماتی نظیر خودکشی، فرار و... میزنن! 

و اما خودم! : من هم از مخالفان سر سخت خدمت سربازی هستم! علاوه بر این دلایلی که گفته شد چند تا دلیل دیگه هم دارم!

وجود ارتش برای دفاع از یک کشور کاملاً ضروریه. اما نکته مهم اینه که هر کشوری باید یه ارتش منسجم برای دفاع از مرزهای کشورش ایجاد کنه. اون ارتش با کمک افراد داوطلب تشکیل میشه و برای همه ی سربازان حقوق مناسب در نظر گرفته میشه. نه مث الان که 40-50 تومن بدن به یه سرباز؛ بگن خودتو یه جوری تا سر برج بگردون! 

در ضمن خیلی ها قبل از اینکه برن خدمت، با دختری اشنا میشن و دلشون هم نمیخواد به هیچ وجه اونو از دست بدن! تو این هاگیر واگیر یهو میان مرخصی می بینن جا تره و بچه نیست! 

این بدبخت با هزار امید و آرزو رفته سربازی که برگرده و کارو یکسره کنه. یهو می بینه دختره با یکی دیگست! 

واقعاً بعضی وقتا دلم واسه خودم میسوزه! فقط به این خاطر که پسرم! همه ی مسئولیت های سنگین زندگی یه طرف، این دوسال علافی هم طرف دیگه!! 

مسئله مهم دیگه اینه که مدرک گرفتن تو ایران شده کشک!!! من اگه الان با این مدرک کارشناسیم برم خدمت و برگردم، مدرکم حکم سیکل رو پیدا میکنه! همین الانش هم این مدرک واسه کسی ارزش نداره! چه برسه به دو سال دیگه! 

الا ای پادگــــان خشــک و ســوزان 
دل ما را تو باز کـــردی پریشــــان

دم دروازه شـــــهـر کــــه رســــیدیم 
صدای طـــبـــل و شیــپور راشنیدیم

همه گفتیم که این طـبل نظـــام است 
از این پس زندگی بر ما حرام است 

به پادگان رفـــــتیمو محیطـــو دیدیم 
هــمه با هــم از جامــون پریـــدیـــم

تـو حــــین صحـبت و همــهـمــه ها 
یــــکــی آمــد بلند داد زد خـــبــردار

به خـط کردن تراشــیدن ســـــرم را 
لـــباس آشــــخوری کـــردن تـنـم را 3.gif4.gif3.gif4.gif

لـــباس ســربازی فــانـوســخه داره 
دل ســربـاز هزار تا غـصـــــه داره 3.gif3.gif

از آنوقت بود که آموزش شروع شد 
خوشــــی و شل بودن با هم تموم شد 

شــــــب اول که دادن نــون خالــــی 
شـدم سرباز نــیـروی انتظـامـــــــی !

شــــــب دوم زدن شاخـم شکـستـــن 
در اینجا یـقـــــلوی دادن به دســـتـم 3.gif4.gif

شــــــب ســوم سر پست خوابـم آمد 
نــوازشــــهای مــــــــادر یادم آمـــد 3.gif4.gif3.gif4.gif

چــرا مادر مرا بیست ســـاله کردی 
مــیـان پــادگـان آواره کـــــــــردی 3.gif3.gif 3.gif4.gif

خوشـــا روزی که من 5 ساله بودم 
درون کـــوچــــــه ها آواره بــــودم 4.gif

بسوزد آنکه ســـربازی به پـــا کرد 
تمام مادران را چشم به راه کــــــرد 3.gif4.gif

ار آنروزی که سربازی شروع شد 
ستم بر مـــا نـشد بر دخـتـران شــــد

بدو رو میبرن مـا را به مـــیــــدان 
پا مــرغی میارن ما را به گـــــردان4.gif

درخـــت پـــادگـان رنگ بــلـــوره 
قـــدم آهـسـته تو مـیـدون بــــه زوره 

بسوزد پادگان خشـــک و خالـــــی 
بـیـگــــــــاریش کــرده ما را فراری

نوشتم نامـــــه ای با برگ چایــــی 
کــــــــلاغ پر میروم مـــادر کجایــی   3.gif4.gif3.gif4.gif  (مامااااااااااااااااان!  4.gif )

نظر شما چیه؟

شما جزء کدوم دسته هستین!؟ 


دوشنبه 24 بهمن 1390
ن : دکتر مثبت+! نظرات

دیش نامه!



به نام آفریننده ی لبخند و ماه!! 



سلام سلام سلاااااااااااااااااااااااام به همه 

این روزا خبرای زیادی در مورد دیش و ماهواره میشنوید. از جمع کردن ماهواره ها گرفته تا کنسل کردن این عملیات. البته تا اطلاع ثانوی!!


اینکه حق با طرفداران ماهوارهاست یا طرفداران طرح جمع آوری ماهواره ها، چیزیه که باید روش بیشتر بحث بشه.

هر کدوم از این دو دسته استدلال های خاص خودشونو دارن. طرفداران ماهواره میگن برنامه های شبکه های داخلی پر شده از یک سری اراجیف! و طرفداران این طرح (جمع آوری دیش ها) میگن شبکه های ماهواره ای ویرانگر فرهنگ و خانواده هاست. البته تا حدودی بهشون حق میدم.

میتونه حق با هر کدوم از این دو طرف باشه. اما مشکل اینجاست که خیلیا از اجرای این طرح ناراضین. 


موشکافی! (کلّتو بیار. میخوام موهاتو بشکافم! )
وجود دیش های ماهواره رو پشت بوم های خونه های اکثر ایرانیا ضعف صدا و سیمای خودمون رو میرسونه. اگر یه سری به شبکه های داخلی ِخودمون بزنیم، با وجود هزینه های بالای صدا سیما، برنامه های مفید و شاد زیادی نمی بینیم. پس عادیه که مردم رو بیارند به ماهواره .....صدا و سیمایی که از صبح تا شب کارش شده پخش تبلیغات اون هم هله هوله (لواشک فافا! یکی بخر دو تا ببر! ) و نداشتن برنامه های جذابه. اصلا دقت کردین، یه دونه آهنگ جوون پسند تو هیچکدوم از شبکه ها پخش نمیشه. بعد میگیم چرا همه رفتن سراغ ماهواره!؟! پ ن پ ...

در کل میشه از هر وسیله ای استفاده ی مناسب کرد تا استفاده غیر اخلاقی. پس نیاز به فرهنگ سازی داره

دیش نامه!
******
قسمت شده اینک بسُرایم قصه ی دیش
با همرهــــی کابل و رسیور و اِل.اِن.بیش !!
***
اکنون نگـــــری نیک تو بر بالکن و بر بام
دیگر نَبُود جای ، نهند دیش از این بیش !!
***
نه فقط، بام من و بام تو و بام کســـان را
که گرفتار نمودست جهان را همین دیش !!
***
امروز، اگر دزد رود بر سر هر بام ز پی کار
عمرا" که ببیند بجز این کولـــر و صد دیش !!
***
چندیست که بر بام یکی دیش نهان بود ولیکن
صاحب خانه از فکر همین دیش به تشویش !!
***
انگار که امروز خلایق همه معتاد تو گشتند
زین رو نبوَد کافـــی همان یکٌی اِل.اِن.بیش !!
***
مردم همه دانند که این جرم  ِ عیان است
اما احــــدی نیست ازین دیش به تشویش !!
***
در شعر نگفتم که کــدام کار درست است
گر حرف حساب است خودت نیک بیاندیش !!

***
 (((( المومن حریص بما منع  )))))  مومن به آنچه منع می شود حریص میشود

***


دوشنبه 24 بهمن 1390
ن : دکتر مثبت+! نظرات

برنامه کاری اداره های برق و گاز و مخابرات!



برنامه کاری اداره های برق و گاز و مخابرات!

- از ساعت 7 صبح برق محلات قطع میشه! بعد که زنگ میزنی میگن 10 دقیقه دیگه میاد! هی 10 بار زنگ میزنی اما هنوز اون 10 دقیقه که گفته بودن تموم نشده!!!!
همینطور 4 ساعت برق قطع میمونه و بالاخره برق وصل میشه!  بعد جمیعاً یه صلوات به روح ادیسون میدیم که برقو کشف کرد! 

- از ساعت 2 بعد از ظهر گاز قطع میشه و معلوم نیست تا کی قطع باقی میمونه! الان که ساعت 12:54 شبه هنوز که هنوزه گاز وصل نشده! اگه فردا قندیل بستم یکی بیاد نجاتم بده! یه جا یه اتیش درست کنین منو ببرین کنارش! شاید یخام آب بشه! چون الان نزدیکه تبدیل به کوه یخ بشم! 

- اینترنت هم که دیگه اصلاً جای بحثی نذاشته! چند روزه سرعتش فوق العاده هست!! 

انگار همه دست به دست هم دادن! خدا بخیر کنه! 

اگه زنده بودم دوباره میام! 

فعلا یا حق! 


پنجشنبه 20 بهمن 1390
ن : دکتر مثبت+! نظرات

معامله ی غیر قانونی اما علنی خیابونای شهر!



نوشته شده در تاریخ 1390/08/01

سلام 
امشب میخوام براتون قصه ی تلخ معامله ی غیر قانونی اما علنی خیابونای شهرای ایرانو بگم! دیروز با دوستم صمیم وحید رفته بودیم بیرون که یه هوایی عوض کنیم. حدود ساعت 20:30 بود که چشممون به یه همچین صحنه ای افتاد!


هر شب خیابونای بالا شهر تهران پایتخت ایران و خیلی از شهرای دیگه (حتی شهرهای مذهبی!) بعد از ساعت ۸ شب چهره دیگه ای به خودشون می گیرن! 


اگه از نزدیک شاهد صحنه باشی می بینی که در معامله علنی این بازار، فروشنده و خریدار با رضایت کامل خیابون رو ترک می کنن!!!!


دوشنبه 17 بهمن 1390
ن : دکتر مثبت+! نظرات

سوال از شما و جواب از دکتر مثبت+!



با سلام

امشب میخوام خودمو معرفی کنم. در واقع باید این پست رو همون اول مینوشتم تا همه متوجه بشن پشت چهره ی دکتر مثبت کی داره باهاشون حرف میزنه.راستش نمیدونم چرا نباید مینوشتم اما میدونم بهتر بود که چیزی ننویسم. خب بریم سر اصل مطلب. 

اسمم حمید هستش. گیلانی هستم و در سرزمین چای زندگی میکنم. کلاً به تکنولوژی و نوآوری علاقه دارم و تا حد امکان زندگی روزمره ام رو بر پایه زندگی دیجیتالی بنا کردم. علاقه ام به کامپیوتر ، وب ، اینترنت ، برنامه نویسی ، کتاب خوندن به صورت الکترونیکی (E-Book) ، وبلاگنویسی و وبلاگ خوندنه. فکر میکردم با گرفتن مدرکم (مهندسی برق) میتونم خیلی راحت کار پیدا کنم اما بعدش فهمیدم فکرایی که قبلاً میکردم بیشتر شبیه یه رویا بوده! به قول شاعر "زهی خیال باطل و..." (بقیشو یادم نیست! ) یه ضرب المثلی هم داریم که میگه "بذار دم کوزه آبشو بخور!" منم مدرکمو گذاشتمش دم کوزه! غافل از اینکه فضای داخل کوزه پر از خالیه! 

سعی می کنم هرچی که هست تو دل خودم باشه و این اعتقاد رو دارم که کار نشد نداره! وقتی احساس عذاب وجدان نداشته باشم حس خوبی دارم یعنی گناهی نکردم که بخوام از کرده خودم پشیمون باشم. 

اینا رو جدی گفتما. بعد از نود و بوقی یه حرف جدی هم زدم 

و اما سوالات باقیمونده ی دوستان عزیز

- دکتر چند سالته؟!
نمیدونم والله! 14 سال خوبه؟! بهم میاد؟!

در جواب باید عرض کنم که بنده حدوداً 97 سال از عمرم باقی مونده! (نگی چه خبره بابا؟! مگه دایناسوری؟! ) حالا حساب کردن اینکه چند سالمه با خودتون! 

- مجردی یا متاهل؟!
این دیگه از اون سوالا بودا!  بنده نیمه متاهل و نیمه مجردم! یعنی یه پام اینوره یه پام اونور! بعضی وقتا مجردم و بعضی وقتا متاهل! حالا اینکه تا چه حد متوجه منظورم شدی نمیدونم!

- چی شد كه دکتر مثبت شدین؟
خب دوست داشتم همیشه وقتی از بالا سر مریض رد میشم ازم بپرسن دكتر مریض چطوره؟ منم  بگم متاسفم!! با این تریپی همیشه حال می كردم!  تو پستهای قبلی در مورد اینکه چرا بهم میگن دکتر مثبت یه چیزایی نوشتم. البته به خاطر چیزای دیگه هم هستا. مثلاً همیشه دوست دارم پستونک بچه کوچولو ها رو از تو دهنشون بکشم بیرون! آخ نمیدونی چه حالی میده 

- اگه دکتر نمیشدی چیکاره میشدی؟
خب میرفتم پزشک میشدم! 

اینم جواب سوالای شما. سوال دیگه ای هم هست تو کامنتا بنویسین تا جوابتونو بدم

آخرشم نفهمیدم چرا بعضیا بهم میگن غیر قابل پیش بینی هستم!


از دوستایی که اظهار لطف کردن ممنونم مخلص همه شمام. اصلاً متعلق به همه شمام. حالا دس به افتخار خودتون. دس دس!  خب بسه دیگه! زیاد دس نزنین قرم میگیره!


خدمت شما عرض کنم که فعلاً هستم اما تا چند روز دیگه جیم میزنم و تا مدتها ممکنه کم بیام نت. هر دفعه که برگردم با مطلبای جدید (تا اونجا که وقتشو داشته باشم) میرسم خدمتتون. اما فعلاً تا جیم زدنم دو هفته ای باقی مونده!!

دکتر مثبت همچنان مثبت مونده نه کمتر نه بیشتر!


دوشنبه 17 بهمن 1390
ن : دکتر مثبت+! نظرات

سوال و جواب!




به تموم سوالایی که برام ارسال کردین جواب میدم. منتظر پست بعدی باشید

با تشکر
Dr.Mosbat


شنبه 15 بهمن 1390
ن : دکتر مثبت+! نظرات

دکتر مثبت چه شکلیه؟!



سلام! 

دکتر مثبت چه شکلیه؟ 
تا حالا به این فکر کردی که وقتی داری با یکی چت میکنی، ممکنه مخاطبت چه شکلی باشه؟

تو این زمونه کچل و چاق و چلاق باش و عینک ته استکانی بزن ولی پول داشته باش! برو حال پولتو بکن. اینقدر دختر و پسر هستن که واسه پولت زنت یا شوهرت بشن! دکاپپریو بی پول باشی سر دو روز دلشو که زدی میره با یه مایه دار میچرخه و .... 

پول و سلامتی دو نعمتی هستن که تو این دوره زمونه خیلی مهمن! بگذریم! از هر چه بگذریم از اصل مطلب نمیگذریم!چون میدونم اگه بگذرم کچلم می کنین! 



پیش خودت فکر میکردی دکتر مثبت چه شکلیه؟!

یکی که تا بالای چشماش مو داره و بقیه صورتش ریشه!؟ 

یه کچل چاق با یه عینک ته استکانی که تو هر ثانیه دویست و پنجاه بار پلک میزنه؟! 

یکی که گردن نداره و مستقیماً کلش چسبیده به تنش!



و اما دکتر مثبت چه شکلیه؟! برای دیدن عکسم روی عکس پایین کلیک کنید یا به آدرس پایین برید! البته اینم بگما این عکس صرفاً برای زیارت بنده است نه چیز دیگر! حالا اینکه خودم جزء کدوم یک از گروه های بالا هستم شما قضاوت کنین!

(لینک عکس اصلاح شد)
Dr.Mosbat+!


جمعه 14 بهمن 1390
ن : دکتر مثبت+! نظرات

دکتر نگو! پروفسور! آچار فرانسه!




دکتر نگو! پروفسور! آچار فرانسه! 

خستم کردن یه عده! در پی درخواست های مکرر عده ای افراد ناشناس جهت زیارت بنده ی حقیر، تصمیم گرفتم یکی از عکس های خودمو اینجا قرار بدم تا ملت از دیدنش لذت ببرن!(اوه! )

به زودی منتظر دیدن آخرین عکسم باشین


پنجشنبه 13 بهمن 1390
ن : دکتر مثبت+! نظرات

جوگیر شدن هم عالمی داره!



سلام

آقا ما اومدیم.یا الله! 


امروز با جمعی با کلی اصرار وخواهش و تمنا از اونا، ناز کردن  از من که در جمع صمیمانشون حضور داشته باشم برا دیدن فوتبال ِ( داخل پرانتز عرض کنم که من اصلاً اهل فوتبال نیستم عجب گیری کردیما). استقلال و پرسپولیس. یکی گفت من پرسپولیسم. از اونجایی که من زیاد اهل فوتبال نیستم (اصلاً و ابدا!) گفتم منم طرفدار استقلال

دقایق اول به زور نشسته بودم و سعی میکردم خودمو مث طرفدارای حرفه ای. دو آتیشه ی علاقه مند نشون بدم ٢-٣ تا حرکت مث "وای چرا زد بیرون؟!" انجام دادم موقع شوت کردن توپا که طبیعی تر باشم

استقلال نیمه اول همش در حال دفاع کردن بود فقط چند بار به دروازه پرسپولیس نزدیک شد. داش خوابم میبرد که یهو گل اولو میداوودی زد با صدای اطرافیان منم پریدم گفتم ای ووووووووووووول خیلی تکنیکی بود و خیلی جدی یکی ٢ دقیقه تحلیل کردم گلو از زوایای مختلف! (استعدادی دارما! خودم یه پا کارشناس فوتبالم! )

کیک و شیر کاکائو که رسید یکم به بازی علاقه مند تر شدم  وقتی دیدم همه، جدی جدی میخ شدن به صفحه تلویزیون یواش یواش بخودم تلقین کردم که تو یه طرفدار واقعی هستی.هنوز بازیکنا تو نیمه دوم گرم نشده بودن که یهو فریدون زندی گل دومو هم زد. پریدم هوا بلند داد زدم گـــــــــــل و یکی ٢ تا حرکت موزون اونم بصورت ایستاده (O.o) انجام دادم و  ٣-۴ تا دمت گرم فجیـــــــع برا "زندی" که گل زد فرستادم بعد که اومدم بشینم سرجام دیدم چشای همه قلپی زده بیرون دارن مث جن دیده ها منو نیگا میکنن(من همونی بودم که کلی خواهش کردن بیا و من میگفتم ای بابا این کارا چیه)

آقا مارو میگی یواش یواش غرق بازی شدم وقتی پرسپولیس گل اولو زد گفتم نههههه  چرا گذاشتین نفوذ کنن این چه وضعیه خوب اومده بودیم (دیدم یکم با تعجب بهم نیگا میکنن! 

دیگه واقعاً رفته بودم تو بحرش ضربان قلبم رفته بود بالا  با هر شوت نفسم حبس میشد. گل دومو که پرسپولیس زد من کم مونده بود گریه کنم(اثرات جو گرفتگی)مث تماشاچیا دستامو گذاشته بودم پشت سرمو خفه شده بودم

تو همین اوصاف بود که گل سومو خوردیم!!!.من اشک تو چشام جمع شده بود و ایستاده داشتم تلویزیونو نیگا میکردم  .علائم حیاتیم نا امید کننده بود! هر لحظه احتما ل داشت از دس برم  وقتی سوت پایانو زدن همینطوری افتادم رو مبل .همه همچین تحت تاثیر من قرار گرفته بودن که کامل خفه شده بودن حتی اونایی که طرف پرسپولیس بودن صداشون درنمیومد.من هی میگفتم نه این حقمون نبود ما خوب بازی کردیم.(جوگیر شدنم عالمی داره ها!)

یکی ٢ تا از خانوما گفتن آخی عب نداره فوتبال دیگه ناراحت نشو.منم میگفتم نه ما واقعاً خوب بازی کردیم حقمون بود بازی دست ما بود. اینجا بود که کارشناسان فن (!) شروع به تحلیل کردن که آره واقعا خوب بازی کردین(منظورشون تیم منه)ولی خب باخت هم جزیی از فوتباله! (آخه الان چه وقت باخت بود؟!)

یکی دو ساعت بعد تسلیت گفتنای بقیه بهم شروع شد. تا جایی که به مناسبت باخت استقلال خرما پخش کردیم! 





( تعداد کل صفحات: 10 )

[ ... ] [ 3 ] [ 4 ] [ 5 ] [ 6 ] [ 7 ] [ 8 ] [ 9 ] [ ... ]