تبلیغات
تــــرش و شیـــــرین

شارژ ایرانسل

فال حافظ

 

پنجشنبه 8 دی 1390
ن : دکتر مثبت+! نظرات

خیانت!



من اندوه دلم را با شادی مردم هرگز عوض نمی كنم و نمی خواهم اشكهایی كه غم ها را ازچشم هایم سرازیر می كنند به خنده درآیند
آرزومندم زندگی به شكل اشكی و لبخندی باقی بماند
اشكی كه قلبم را تطهیر می كند و اسرار پنهان زندگی را به من می فهماند
((جبران ))

سلام به دوستی ، سلام به عشق و سلام بر پاكی 

امیدوارم از عشق ، صفا و صمیمت و دوستی بگیم و به گفته هامون عمل كنیم 

خیلیا وقتی با یه خیانتی روبرو میشن، این تصور تو ذهنشون بوجود بیاد که بخشیدن آدم خیانت کار خطای بزرگتریه. شکی نیست که یه عده فقط برا همین کار متولد شدن. چند مورد از اینجور آدما دور و برم بودن. چند بار هم از خطاشون گذشتم. اما بعضی وقتا گذشت زیاد هم میتونه باعث دردسر بشه. یه وقتایی بهتره که نبخشیم. شاید اینجوری اون آدما به خودشون بیان و معنی مرد بودن رو درک کنن. 

گاهی وقتا دندونای خرابو نمیشه تو دهن نگه داشت. دندون خراب جاش تو دهن نیست. پس اون دندون خرابو درش بیار و خودتو خلاص کن!

یادمان باشد از امروز خطایی نکنیم
گر که در خویش شکستیم صدایی نکنیم
پر پروانه شکستن هنرانسان نیست
گر شکستیم زغفلت ، من و مایی نکنیم
یادمان باشد اگر شاخه گلی را چیدیم
وقت پرپر شدنش ساز و نوایی نکنیم
یادمان باشد اگر خاطرمان تنها ماند
طلب عشق ز هر بی سر و پایی نکنیم


سه شنبه 6 دی 1390
ن : دکتر مثبت+! نظرات

چرا غیبت؟!



امشب اصلا سوژه واسه نوشتن نداشتم. یعنی منتظر یه سوژه بودم. تا اینکه یکی اومد و باهام کلی حرف زد. در مورد یکی که من میشناسمش. می گفت همش داره پشت سرم حرف میزنه. خودمم چند بار اون شخص رو در حالت غیبت کردن دیدم. آخرش چی؟! مثلا میخواد چیو ثابت کنه؟ حداقل حقیقتو به همه بگه. نه اینکه بیاد یه حرفایی بزنه که باعث بشه آدم به عاقل بودن شخص ِ غیبت کننده هم شک کنه! خلاصه من که نفهمیدم منظورش از این کارا چیه؟

اکثر ما وقتی کلمه ی "غیبت" رو میشنویم، اولین چیزایی که به ذهنمون میرسه همون غیبت موجه و غیر موجه دوران تحصیلمونه. اما امشب میخوام در مورد نوع دیگه ای از غیبت حرف بزنم. 

یکی از کارایی که ما ایرانیا هر روز و هر شب انجامش میدیم، عملی است بسیار قبیح، به نام "غیبت"! مثلاً وقتی همدیگه رو می بینیم، هنوز سلام و علیکمون تموم نشده، شروع میکنیم به پشت سر این و اون حرف زدن! انقدر جالب و با هیجان این کارو انجام میدن! آدم تو کَفِشون میمونه!  

بعضیا پا رو از این هم فراتو گذاشته و اقدام به انجام عمل "غیبت اینترنتی" یا "غیبت اونترنتی" می کنن! 


هر کجا هستیم ،مشتاقانه غیبت می کنیم
روزها بیرون و شب درخانه غیبت می کنیم

صبح  بعد از پاشدن از خواب ،اول یک دهن
درکنار سفره ی صبحانه غیبت می کنیم

توی مترو یا که ون ،حتی در استخر و سونا
یک نفس ، یک بند و بی صبرانه غیبت می کنیم

عصر ها هم یک دو ساعت توی کافی شاپ ها
پیش هم با خوردن عصرانه غیبت می کنیم

ما اساسا ً توی این یک کار، خیلی جدی ایم
هرکجا باشیم، پیگیرانه غیبت می کنیم

با سهیلا و کتی تا نصفه شب در خوابگاه
بیخ گوش زهره و افسانه غیبت می کنیم

قصد ما از غیبت اصلا عیبجویی نیست که
بس که دلسوزیم ، دلسوزانه غیبت می کنیم 

ای چه خوب است این که ما بیکار و تنها نیستیم
جمعمان جمع است وخوشبختانه غیبت می کنیم

روبرو خیلی ارادتمند ومشتاق همیم
پشت سر اما  کمی رندانه غیبت می کنیم

با هنرمندان هنرمندانه غیبت می کنیم
با خرد مندان ،خردمندانه غیبت می کنیم

 پای منقل با رفیقان ردیف و اهل حال! 
سیر دل یک بست ، دلچسبانه غیبت می کنیم

 دوش پیر می کده می گفت ماهم مدتی است
بی می و بی ساقی و پیمانه غیبت می کنیم 

 توی مهمانی ،همه در جستجوی سوژه ایم
 بعد با این سوژه ها جانانه غیبت می کنیم

پشت گوشی یک دو ساعت با عمو و عمه ها
راحت و بسیار ریلکسانه غیبت می کنیم

گاه گاهی با چت و ایمیل و گاهی  با مسیج
با موبایل و فکس و با رایانه غیبت می کنیم!!!!!!!!!!!!!!!

طبق یک آمار رسمی هرکدام از ما فقط
پنج میلیون ثانیه سالانه غیبت می کنیم

چانه و  فک هایمان  اسقاطی و سرویس شد

بسکه با این فک و با این چانه غیبت می کنیم



به نظر شما چرا غیبت می کنیم؟!


سه شنبه 6 دی 1390
ن : دکتر مثبت+! نظرات

در غـذا كافور نمیـریزند!!!



در غـذا كافور نمیـریزند!!!

چیه؟!!! چرا چپ چپ نیگا میكنی؟! خوب راس میگم دیگه! 

یادش بخیر چند سال پیش مهر ماه ، تازه وارد دانشگاه شده بودم. دانشکده شهید رجایی لاهیجان. دانشگاه پر بود از گربه! اولش فکر کردیم اشتباهی اومدم! اما بعدش متوجه شدم نه! انگار آدرس درسته.

اولین سفارشی که خیلیا بهم کردن این بود که غذای دانشگاهو نخورم!  میگفتن توش کافور داره! 

حالا خارج از اینکه غذای آشغال دانشگاه چه با کافور چه بی کافور، نمیشد خوردشون. یه غذاهایی داشتیم به اسم لاستیک سرخ شده یا همون کباب و یکی دیگه به اسم کباب سگ، چمن و آب  ملقب به قورمه سبزی و توهم سبزی همراه با پلو با ماده ای روش که درست نمی فهمی مزه تُن ماهی میده یا گوشت! 

بعضیا می گفتن توی غذا داروی سیپروترون استات میریزن!! (مگه دست از سرمون بر میدارن!  )

ما هم ریسک نمیکردیم! آخه ارزششو نداشت! یه بسته ساقه طلایی میخریدیم و میخوردیم. خلاصه از این چرت و پرتا نمیخوردیم! 

طبق تحقیقات به عمل اومده توسط خبرگزاری دکتر مثبت کاهش تعداد گربه های دانشکده حاکی از آن است که در غذای دانشجویان از موادی استفاده میشد که در کاهش نسل گربه های دانشکده مؤثر بوده! پیش بینی میشود تا چند سال آینده نسل گربه های دانشکده منقرض شوند!  

هنوز علت دقیق این ماجرا از دید همه مخفی مانده است! 

پرونده مختومه اعلام شد!


دوشنبه 5 دی 1390
ن : دکتر مثبت+! نظرات

زنده کشی و مرده پرستی!





در حیرتم از شیوه این مردم پست....این جمعیت زنده کش مرده پرست
تا هست به ذلت بکشندش به جفا....تا مرد به عزت ببرندش سر دست

میگما! تا حالا به این فکر کردی که چرا ایرانیها تا یه نفر زندَست چش ندارن ببیننش و همش تو کارش سنگ اندازی می کنن ولی تا طرف مرد یه دفعه عزیز میشه؟! و برعکس خیلی کشورها، قدر آدما رو تا زمانی که زنده هستن میدونن و اذیتشون نمی کنن و وقتی طرف مرد دیگه مرده و هی نمیرن سر قبرش سبزه بگیرن!!! 


بعضیا میگن ما همدیگر رو دوست داریم اما برای بقا و خیلی از رقابت ها و حسادت ها و .....با هم در حال جنگیم 
وقتی یکی می میره از این جنگ خارج میشه و فقط خاطره هاش می مونه !


حتی تو داستان های حماسی هم این اتفاق میفته. مثل داستان رستم و سهراب. رستم سهراب رو کشت. بعد نشست زار و زار براش اشک ریخت! از اینجور مثال ها خیلی زیادن.

بابا اصلاً چرا گیر دادم به داستانای حماسی! همین دنیای خودمونو در نظر بگیرین. یارو پسر داره. دختر داره. اما تا وقتی بهش احتیاج دارن میان سراغش. خدا نکنه یه روزی براشون بی ارزش بشن. اون موقع هر روز بچه هاش برای مردن پدر و مادرشون که یه روزی اونا رو بزرگ کردن و به اینجایی که الان هستن رسوندن دعا میکنن! این یه مورد رو امروز با چشای خودم دیدم!

شاید به این خاطر باشه كه دوست داریم انسانها رو به صورت كامل ببینیم . تا وقتی یکی زندست معایبش بیشتر از محاسنش تو چشمون میخوره! راحت تر بگم، همیشه نیمه خالی لیوان رو می بینیم. ولی وقتی مرد خیلی راحت میتونیم از معایبش چشم پوشی كنیم و فقط محاسنش رو در نظر بگیریم! یه مثل معروفی توی این زمینه هست: "روزی یكی از مریدان یك شیخی به شیخ میگه : ای شیخ ، شما چرا مثل بقیه شیوخ گذشته توانایی ها و كراماتی نظیر راه رفتن بر روی آب و ... رو ندارین ؟ شیخ برمیگرده به مریدش میگه : اصلا نگران نباش ، بعد از این كه مردم از این كرامات برای من زیاد قائل خواهند شد !" 

متاسفانه این فرهنگ غلط از قدیم الایام بوده و نسل به نسل و سینه به سینه به این نسل رسیده !!  واقعاً چرا ما آدما قدر همو نمیدونیم؟



یکشنبه 4 دی 1390
ن : دکتر مثبت+! نظردونی

عواقب بالا رفتن قیمت تخم مرغ!




سلام بچه ها! 

این مطلب رو چند وقت پیش (1390/07/2) تو یه سایتی نوشته بودم، الان هم اینجا میذارمش تا شما هم لذت ببرین! در ضمن بخشی از این نوشته رو از چند سایت دیگه کش رفتم! 

امروز رفته بودم بقالی سر کوچه چند تا دونه تخم مرغ بخرم که یهو چشمم افتاد به یه چیزی و به اصطلاح چشمم چهار تا شد!  نه تنها شستم خبردار شد، بلکه همه انگشتای پا و دستم با خبر شدن! 

و آن اتفاق مهم، گران شدن ناگهانی تخم مرغ بود که باعث شد فکم 1 متر بیفته پایین! 

جالب تر اینکه توی بعضی از این تخم مرغا چند عدد جنین هم وجود داشتن که نشون میداد تخم مرغ ها کاملاً رسیده هستن 

یک پیشنهاد جَلَب ناک! 
پیشنهاد میکنم به جای خرید سکه و طلا که قیمتش هر روز داره بالا و پایین میره، تخم مرغ بخرین. چون قیمت تخم مرغ پایین بیا نیست!

اما یک خبر خفن!
به نقل از رییس مرغان کشور! دربسیاری از منازل روستایی و شهری مرغان از چنان عزت و احترامی برخوردار شده اند که در طول تاریخ معاصر سابقه نداشته و به جای درآوردن صداهای عجیب و غریب و فحش و ناسزا که هنگام دون دادن نثار این مرغان زبان بسته می نمودند امروزه آهنگ های شاد، از سنتی گرفته تا رپ و پاپ و موسیقی های به روز دنیا (آهنگ سیاهه لدان و ...  )، براشون پخش می کنن. یا خطاب عزیز دل من، غذا حاضره ازگوشه و کنار مرغداری و اتاق پذیرایی به گوش می رسه! 

بعضی هاپا از این فراتر نهاده و برای ماکیان عزیز برنامه ی غذایی چیده اند. واقعاً مصداق سخن گرانبار سعدی است که براین مرغان کشور حلول یافته که "گر زحکمت بندد دری / ز رحمت گشاید در دیگری". معاونِ رییسِ مرغان کشور نیز در جمع پرشور مرغان خطاب به مدیریت یارانه ها ی کشور با آهنگی خاص، که لحن تهدید و ارعاب از آن مشاهده می شد؛ فرمودند: "حالا که شما یارانه ی نان راحذف نمودید و روزی ما را بُریدید، در چنان مدت طولانی تخم نمی گذاریم تا قیمت آن جهانی شود تا شما باشید روزیِ مرغ هارانَبُرید ."همین بالا رفتن ناگهانی تخم مرغ ، تعادل جامعه مرغان را به طور کل به هم زده و موجب مرغ سالاری در چنین جامعه هایی شده که حتی جامعه شناسان بزرگ تاریخ چون کنت ودکارت و... نیز آن را پیش بینی نمی کردند. رهبر مرغان فمینیست جهان نیز با خشنودی ازچنین تحول بزرگ در جامعه ی مرغان، اظهار امیدواری نمود که زنان جهان با الگوپذیری از چنین انقلابی به حقوق پایمال شده ی خویش دست یابند! این روزها افراد ذی نفوذ در مدیریت یارانه ها ی کشور، در حال رخنه کردن در صفوف مرغانند (!) تا شاید با بحث و چانه زنی و به قول سیاسیون چانه زنی ازبالا و فشار از پایین (OH! چه خفن!) ، آن ها را متقاعد سازند که قیمت تخم مرغ به شرایط قبلی برگردد اما تاکنون موفق نشده اند. در عین حال مرغ های چینی همگام با رؤسایِ مرغانِ بزرگ چین و حزب کمونیست، مخالف هرگونه تحریمی بر مردم عادی ایران شده و در حمایت از توده ی ضعیف ،عنوان داشتند که هرچه قدر تخم مرغ می خواهند از کشورشان آماده و مهیا است. این جنگ زرگری کی به پایان می رسه خدا میدونه! 

اما از آنجا که این بار مساله بسیار پیچیده و حیثیتیه بعضی از افراد با غیرت استفاده از تخم مرغ های اجنبی آن هم از نوع کمونیستی آن را بر نتافته و اعلام کردند:"وارد کردن تخم مرغ از کشور چین برای کشور ما ننگ است و اگر فرهنگ کار به خوبی در جامعه آموزش داده می شد کشور ما با چنین مشکلی مواجه نبود"


به گزارشی که هم اکنون به دستم رسید توجه کنید! 
مرغ هایی که تاب تحمل این ننگ (وارد کردن تخم مرغ از چین! ) را نداشته اند دست به خودکشی دسته جمعی زده و اعلام داشتند با ادامه روند کنونی "روز خشم مرغ های پارسی" به صورت همگانی برگزار خواهد شد!

به گفته یک مقام آگاه که نمیخواست نامش فاش شود در اظهارات خود به این خبرگزاری (خبرگزاری دکتر مثبت!) در مورد افزایش ناگهانی قیمت تخم مرغ گفت: کم کاری و عدم توجه مرغ های پارسی ما را به چنین وضع تاسف باری دچار ساخته اما ایشان به جای اینکه به فکر عذرخواهی و استعفای دسته جمعی باشند تنها با انجام اقدامات غیر دیپلماتیک بر ادامه روند بحرانی اصرار دارند!

گزارش های رسیده به خبرگزاری مثبت، از کاهش فشار خون و موجودی جیب سرپرستان خانواده های پارسی حکایت دارد با این وجود مرغان بر ادامه اعتصاب تاکید کرده و اعلام داشته اند تا عذر خواهی مسئولان مربوطه و صدور اعلامیه رسمی عذرخواهی به اعتصاب خویش ادامه خواهند داد!

به نظر می رسد ادامه روندفعلی نتایج مصیبت باری را برای فرهنگ پارسی و صد البته جیب ایرانی به دنبال خواهد داشت.

از این رو از کلیه مرغ های فرهنگ شناس و اصیل کشور آریاییمان درخواست داریم ضمن شکست اعتصاب به سر کارهای خود بازگشته و از هر گونه اقدام انتقام جویانه پرهیز کنند! (وگرنه ممکنه خین و خین ریزی راه بیفته!  )


در پایان از خداوند منان تقاضا دارم یه کاری کنه تا این نیمرو و املت رو از مانگیرن. آمین .... همین و بس!


شنبه 3 دی 1390
ن : دکتر مثبت+! نظرات

جوگیر نشین!



سلام

آقا ما اومدیم.من باید یکی از این چش نظرا که آویزون میکنن رو در و دیوار بذارم اینجا 
همینجا از همه دوستان که اومدن و رو کیبورداشون انگشترنجه (قدم رنجه) کردن و این حقیر کمترینو مورد لطف قرار دادن کلی ممنونم. ناز انگشتاتون"(چه رمانتیک) 

ترم آخر دانشگاه هم تموم شد. مثل همه ی ترم های بهاری که زود زود تموم میشن
آدم اصلا نمی فهمه چه جوری گذشت! درسته که سخت بود. اما زود گذشت. 
پایان این ترم مساوی خداحافظی با دانشگاهه! وشاید سلامی دیگر! 

خوبی ها و بدی های زیادی داشت ولی این وسط فقط ترم دوم بود که خیلی افتضاح گذشت. وقتی یاد ترم دومم میفتم موهای تنم سیخ میشه!  
یادش بخیر اون اوایل اساتید اعظم دانشکده رو نمی شناختیم . وقتی هم که اتفاقی باهاشون روبه رو می شدیم اصلا تحویلشون نمی گرفتیم!!!  

 
بامزه ترین قسمتش وقتی بود که همدیگه رو خانم دکتر/آقای مهندس صدا می زدیم! (البته خداییش من هیچ وقت اینکارو نکردم و به همه هم میگفتم که اینطوری صدام نکنین)
 
ولی به هرحال ترم دوم با اون همه واحد اختصاصی واقعا سخت گذشت!  
 
این وسط بین استادا آدمای باحالی رو کشفیدیم!   که سوژه خنده کردنشون تنها راه ادامه حیات ما در اون کلاس های بی هوازی بود!  

یکی از اساتید یه برگه میگرفت دستش و از روی برگه جواب سوالا رو می نوشت. آخرش می فهمیدیم جواب غلطه! دوباره  از اول!   
امتحانش کاملا برعکس اون چیزی بود که تو کلاس طی میکردیم (در حد تیم ملی)! 

بدون استثناء ، همه جلسات کر کر خنده بود! 
 
یکی از اساتید تاثیرگذار دیگه ،استاد فیزیک خانوم مهندس اوهوم بود! ( سانسورش کردم ) که تا تونست چشم و گوش ما رو باز کرد! کلاً « معصومیت  از  دست  رفته» میشدیم سر کلاس ایشون! اگه اینجا بنویسیم چی می گفت برای همیشه ف ی ل ت ر می شویم! 
 
محترم ترین استاد هم حاج آقا .... بود! استاد معارف.

اول کلاس:آهان! دیگه کسی نیاد تو! نه دیگههه نیا! همون جا بمون! پشت در کلاسم یه صندلی میذاشت که هر کسی اگه خواست بصورت انتحاری وارد بشه، همونجا سرکوب بشه! 

خیلی ممنون که اومدید سر کلاس من،خیلی مچکرم که به درس من گوش میدید. اجازه میدید لباسمو در بیارم! 

بعدش کم کم همه رو یکی یکی در میاورد!بطوری که نزدیک بود سر کلاس ... (سوت! سانسور شد! )  بشه! ولی ساعت کلاس تموم می شد! (خدا رو شکر! این جلسه هم به خیر گذشت!  )

البته در نمی آوردا! یه وقت افکار خبیث به ذهنتون خطور نکنه!  یه کم دکمه هاشو شل میکرد و... 

آخر کلاس: خیلی ممنون که بنده رو تحمل کردید ،مرسی که به درسم گوش دادید، (البته ما داشتیم اس ام اس بازی می کردیم!  ) اجازه میدید لباسم رو بپوشم! 

پــ نــ پــ نپوش! هویجوری برو سر کوچه! 


این بود انشای امروزم!

امیدوارم تونسته باشم حداقل یه لبخند رو لباتون بیارم 


جمعه 2 دی 1390
ن : دکتر مثبت+! نظرات

ناگفته های جامعه - پول



خوبین؟ یکم جدی شدیم تو این 1 پست
لازمه یه نکته ای رو  بگم. واسه اینکه تو نوشتن ضعیفم شاید نتونستم منظورمو بگم. اونم اینه که من اصلا از این ناراحت نیستم که چرا بعضی وقتا دکترا حقیقت رو میگن که این مریض با درمان ۶ ماه بیشتر زنده نیست بلکه ناراحتم از اینکه میگن درمانش نکنیم بهتره چون هم وقت من گرفته میشه هم شما!!!! که در اونصورت اون مریض بدون درمان۱ماه  بیشتر دووم نمیاره

من از این ناراحتم که دکتر سر ویزیت بجای اینکه حواسشون به مریض و درمانش باشه حواسش به کم اومدن کیسه های سیمان ساختموناشه! 


موافقم که باید به مریض گفت که امیدی به زنده موندنش برای مدت طولانی نیست ولی ما حق نداریم ارزش عمر یه مریض رو تعیین کنیم بگیم ۳-۴ ماه بیشتر زنده موندن مریض چه ارزشی داره. پس چرا همون مریض اگه توی بیمارستان خصوصی بود ۲ روز عمرشم با ارزش بود و متخصص محترم اونجا به خانواده مریض میگه که ما تلاش میکنیم عمرشو تا یه ماه بیشترم که شده اضافه کنیم! 

خیلی وقتا پیش اومده که دکترا گفتن فلانی تا چند وقت دیگه می میره. بعضی وقتا زمان باقی مونده هم پیش بینی میشه! اما مرگ و زندگی دست ما نیست. درست همین الان که من دارم این مطلبو می نویسم ممکنه عمرم تموم شه. کسی چه میدونه. اما ممکن هم هست که سالهای سال به زندگیم ادامه بدم. هر چی خدا بخواد همون میشه.

من مشکلم با پزشکاییه که اگه مریضی پول نداشته باشه تو مطب راهشون نمیدن یا درمانشونو قبول نمیکنن اونم نه یه پزشک عمومی تازه فارغ التحصیل شده که شاید آدم بگه خودش نیاز مالی داره بلکه پزشکایی این کارو میکنن که سرمایه های هنگفت دارن. مخالف سرمایه دار بودن پزشک نیستم اما پولدار شدن تا چه درجه ای و به چه قیمتی؟


خودم یکی از مدافعین ۲ آتیشه جامعه پزشکی در برابر انتقادات افراد نا آگاه از جامعه پزشکیم همه که قرار نیست بشن (دکتر قریب) اما موضوع اینه که این مساله داره بین پزشکان فراگیر میشه علاوه بر اینکه پزشکی بین بعضیا شده تجارت و مریض کالا. بعضی پزشکاام شدن دلال و تاجر! پزشکی که بیفته تو این راه دیگه همه چیو با دید اقتصادی نگاه میکنه حتی به درمان مریض!

کافیه یه لحظه خودشونو بذارن جای مریض! مریض بدبختو باید هر چه سریعتر عملش کنن. میگن نه! تا پول ندی عمل بی عمل! آخه اینم شد زندگی که ما داریم!؟ همه چیز شده پول. 

بی پولی روایت تلخی داره.
تو این جامعه که آدم بودن و آبروی خودمون رو محدود کرده اند به دارایی و پول. مخصوصاً آقایون حتماً باید زندگی به اصطلاح آبرو مندانه ای داشته باشن!! یه زندگی که توش پر از پوله!

زندگی کردنی که بیشتر برای دیگرانه تا برای خودت. زندگی که فقط میخوای تا دیگران تو رو ببینن و تو رو آدمی موفق و پولدار بدونن! 

شاعر میگه:

تن آدمی شریف است، به جان آدمیت
نه همین لباس زیباست، نشان آدمیت

نمیدونم چرا هر کسی که پول و ثروت داره پیش همه عزیزه! همه سر تعظیم در برابرش فرود میارن. البته این فقط به زمان ما محدود نمیشه. تو زمان های گذشته هم همینطور بوده. اما کسی که یه کار ارزشمند واسه خدا و خلقش میکنه اینقدر پیش همه عزیز نیست! 

قسم نامه بقراط :

پروردگارا قوت قلب به من عطا فرما تا همیشه آماده خدمت مردمان فقیر وغنی و دوست و دشمن و خوب و بد باشم و به تمام اشخاصی که در نتیجه بیماری رنج میبرند به یک نظر بنگرم

پروردگارا روح مرا از عشق به حرفه خود و محبت تمام مخلوقات آکنده ساز

قبول مکن که حرص و ولع کسب مال و جاه و مقام مرا در انجام دادن حرفه پزشکی تحت تاثیر قرار دهد زیرا دشمنان حقیقت و بشر دوستی ممکن است بسهولت مرا اغفال کنند و مرا از وظیفه شریف نیکی کردن به بندگان تو دور کنند.

قوت قلب به من عطا فرما تا در کنار بستر بماران و هنگام معاینه آنان افکار من روشن باشد و افکار خارج در آن راه نیابد

اگر نادانان مرا شماتت و مسخره کنند کاری کن که عشق هنر پزشکی مرا مانند زرهی حفظ کند تا بتوانم بدون اعتنا به مقام و شهرت دشمنانم برای حقیقت پایداری کنم.

 
ممنونم از همه. نمیدونم در آینده جریان زندگی منو به سمت این مسائل میبره یا نه. از خدا قدرت مقاومت میخوام

خوشحالم ،به خاطر بی پولی!

قسمتهایی از این نوشته از قلب یک بیمار کپی شده است!


جمعه 2 دی 1390
ن : دکتر مثبت+! نظرات

تولد




چه پارتی گرفتیم ما تولد تولد!  همگی خوش اومدین بفرمایین .. شما میخواین بیاین وسط بذا دی جی خودشو آاماده کنه آهااااااااااااا دبس دبس دبس....  تا من مردمو تحویل میگیرم شما از خودتون پذیرایی کنین خیلی خیلی خوش اومدین !
امروز تولد عزیزترین دوستمه! امروز مصادفه با تولد یک خوشگل و توپولی که برای من خیلی عزیزه  خیلی دوستش دارم. حالا از همین جا تولدش رو تبریک میگم و براش آرزوی بهترینها رو دارم .

میخوام برات تو رویاهام جشن تولد بگیرم

از لحظه لحظه های جشن تو خیالم عکس بگیرم

من باشم و تو باشی و فرشته های آسمون

چراغونی جشنمون، ستاره های کهکشون

به جای شمع میخوام برات غمهاتو آتیش بزنم

هر چی غم و غصه داری یک شبه آتیش بزنم

تو غمهاتو فوت بکنی منم ستاره بیارم

اشک چشاتو پاک کنم نور ستاره بکارم

کهکشون و ستاره هاش دریا و موج و ماهیاش

بیابونا و برکه هاش بارون و قطره قطره هاش

با هفت تا آسمون پر از گلای یاس ومیخک

بال فرشته ها و عشق و اشتیاق و پولک

عاشق تو یه قلب بی قرار و کوچک

فقط می خوان بهت بگن، تولدت مبارک 




سه شنبه 29 آذر 1390
ن : دکتر مثبت+! نظرات

یلدا




سلام به همگی. به همه ی اونایی که دارن این مطلب رو میخونن.

چون که ماها  آدمای سلام دوستی هستیم به اونایی هم که این مطلب رو نمیخونن سلام میکنیم!  اینو گفتم تا نگن تبعیض قائل شدی! 

خوبین؟ من که حالم خیلی خوبه! امروز روز خوبی بود البته باید بگم دیروز و امروز!!صبح کله سحر ساعت9:30!!  تفللون شروع کرد به زنگیدن! (اوه! اوه! ) کسی هم نبود تفللونو جواب بده منم به خوابم ادامه دادم ولی طرف خیلی سیریش بود دوباره زنگید منم محل ندادم یه نگا به گوشیم انداختم دیدم اوه اوه  یلدا اس داده و زنگیده!

خلاصه از خواب پریدم و رفتم به پاییز خانوم زنگیدم ساعت 9:45 . بعد از اینکه کلی منتظرش موندیم و کلافه شدیم ... گفتم وللش بابا! این که اومدنی نیس! راهمو گرفتم و برگشتم. وقتی برگشتم خونه تازه فهمیدم امروز اصلاً قرار نبود پاییز خانوم بره شهرشون! ماهم زنگیدیم به یلدا که اومدنشو یه روز به تاخیر بندازه. 

2 تا جوجه خریدم اگه ببینیدشون! اسماشونو گذاشتم یلدا و یدالله!! یلدا کرم روشنه یدالله هم تقریبا حناییه! بعدشم طبق معمول از جای همیشگی بستنی قیفی خریدیمو رفتیم نشستیم یلدا و یدالله هم یه صفایی کردند!!! 

الان هم تازه رسیدیم گفتم بیام اینارو بتایپم بعد اگه خداقبول کنه یحتمل ساعت 1-2 بخوابم. . . 

خدایا بازم ممنونتم خیلی چاکرتم ارادت ویژه  با سس سفارشی دارم! 


فصل هم که داره عوض میشه. امیدوارم همه چی در فصل جدید برای شما خوب پیش بره و حداکثر تو یک و نیم سوت به آرزوهاتون برسین! 


آخرشم نفهمیدم چرا باید اسم چیزای خوب رو دخترا باشه! مثلاً ماه، یلدا، خورشید و... 

چی میشد به جای یلدا اسم بلندترین شب سال یدالله بود! 


یک شب دیگه باقی مونده تا پاییز خانوم بره و یلدا خانوم بیاد! 

به صد یلدا الهی زنده باشی / انار وسیب وانگورخورده باشی
اگریلدای دیگرمن نباشم، تو باشی وتو باشی وتو باشی
پیشاپیش یلداتون مبارک





دوشنبه 28 آذر 1390
ن : دکتر مثبت+! نظرات

عشق در نگاه اول



بازم فک زدنای من شروع شدن! 

دیشب عاشق شدیم رفت

عاشق یکی شدم، تو همون نگاه اول

دلمو برد 

فوق العاده زیبا.زیبا به معنای واقعی از هر نظر. جوری که نمیتونید تصورشو کنید

حرفی نمیزد .ساکت بود. بازم این من بودم که حرف میزدم. فقط با نگاه باهاش حرف میزدم. هر چی تو دلم بود بهش میگفتم

با نگاه سرشار از اشکم ازش تشکر میکردم

روح خستمو صیقل داد. دوباره برگشتم به زندگی (میدونم افکار خبیث اومده سراغت، ولی... )

اون کسی نبود جز خدا  


دوشنبه 28 آذر 1390
ن : دکتر مثبت+! نظرات

یه پست بسیار خفنناک :D



سلام
خوبین؟
یه پست بسیار خفنناک 
 
از شوخی گذشته این پست جدیه و جنبه راهنمایی داره مخصوصا به قشر دانشجو

ترم اول ما یه عده دانشجوی چشم و گوش بسته (شاسگول  ) کیف بدست میرفتیم دانشگاه. ترم اول معارف داشتیم. توی این کلاس همچین نت برداری میکردیم و گوش میدادیم که انگار قراره پرفسور معارف  بشیم 
استاد معارف یه آدم خیلی با کلاس (حاج آقا!  ) با سواد بود (Oo!  فقط یه کم! گاهی اوقات خالی می بست!!!!) خیلی باحال درس میداد. جوری که شیطونای کلاسم میومدن کلاس (البته بلا نسبت خودم!  ). 

عادت داشتیم با بروبچ جاهای شلوغ کلاس بشینیم! اون وسط مسطا! تا اگه یه وقت خواستیم اس ام اس بازی کنیم با خیال راحت به کارمون برسیم!  بعضی وقتا انقدر اس ام اس به همدیگه میدادیم که شارژمون تموم میشد! 

تو یکی از همین جلسه ها رسیدیم به مسئله ازدواج! بله اینجا بود که نطق همه مخصوصا دخترا واشد. استاد هی خواست مارو بپیچونه که وارد این بحث نشیم! 

خلاصه یه چیزی بهمون گفت که من تا عمر دارم فراموشم نمیشه. روی صحبتش با آقایون بود! 

میگفت شما تا زمانی که به باباتون میگین بابا بده! (بابا پول بده! یا پولارو رد کن بیاد!  ) دنبال این کارا نرین!
میگفت حالا اومدیم و این وسط شما زن هم گرفتین! بدون کار و سرمایه و ... اون موقع حتماً دوتاییتون (زن و شوهر) برین پیش باباتون بگین بدهید مارا! :D ولی میگفت دوست دختر خوبه!    یکی دو تا داشته باشین بد نیست!  

امیدوارم همتون بهترین همسرو انتخاب کنین برا خودتون. کساییم که دوست دختر/ پسر ندارین غصه بیخود نخورین یه روز جلوتون سبز میشه! (اینطوری!     ) دیر و زود داره سوخت وسوز نداره.والا  

آرزوی داشتن عشق واقعی واسه همتون 


جمعه 25 آذر 1390
ن : دکتر مثبت+! نظرات

سفرنامه ی خوشگول! - مقبره ی شیخ زاهد گیلانی



آدمیزاد همیشه در مقابل تغییرات میخواد مقاومت کنه. مثل من که تا دیروز شدید چسپیده بودم به صندلیم و نمخواستم یه لحظه هم از درس خوندن دست بکشم!  (خودمونیما! چه خر خونی هستم!  )
در صورتیکه همین من (!!!) چند ماه قبل داشتم سخنرانی میکردم که ای کاش زودتر مدرکمو بگیرمو و خلاص شم!! به هر حال چه من میخواستم و چه نمیخواستم، باید میرفتیم بیرون. چقد خر خونی آخه! 

خلاصه با دوستم (وحید    - اینو گفتم که یه وقت فکر بد نکنین!!!    ) رفتیم بیرون. قرار بود بریم آرامگاه شیخ زاهد گیلانی. بعد از بوقی خواستیم بریم یه جای باحال! 
همه چی خیلی خوب بود . خاطره ی خیلی خوبی میتونست باشه ... ولی حیف که یه کم بد شانسی آوردیم. از شانسمون اینگونه شد که وقتی رسیدیم اونجا، دیدیم در حال باز سازیه!  اما به هر حال جای خوبی بود و کلی کیف کردیم! و خیلی خوشحال و شنگول منگول بدون ناراحتی اومدیم اینجا...

و حالا چند تا عکس از اون روز به یاد موندنی:





(در حال بازسازی می باشد)


اما نکته جالبی که با چشم غیر مسلح ندیدیم! به تعداد تیر های برق توجه کنید!



بعدش از اونور اومدیم یه کم دور استخر لاهیجان یه دوری زدیم و وسطای راه چشام به یه دست فروشی افتاد که داشت چیپس میفروخت!  منم حساس!  

در مورد ذات پلید وحید همین بس که تمام چیپس های مرا خورده و هر چه از ما اصرار که این دیگر کیسه فریزر است نخور ، از او انکار که الا و للا چیپس است !!!!
..............................................
پیوست : نابودت میکنم وحید! این به اون در !

.............................................
به کسانی که بهترین کامنتا رو برا وبلاگ میذارن، بیست دستگاه پراید مجهز به کیسه هوا! به قید قرعه ( از کیسه ی خلیفه!) اهدا خواهد شد!!!!!


روابط عمومی دکتر مثبت



جمعه 25 آذر 1390
ن : دکتر مثبت+! نظرات

دکتر مثبت!



سلام

خدمت شما عرض شود که ما (یعنی من ) N سال قبل یکی دو واحد ناقابل پاس کردیم اونم با نمره 20 (خواهش میکنم تشویق نکنین. خواهش میکنم مخصوصا اون عقب سالنیا شرمندم کردین بفرمایین بفرمایین خسته میشین سرپا تشویق میکنین)

حالا چی بود این درس؟ تنظیم خانواده!  آقا حالا ما یه اشتباهی (غلطی!  ) کردیم ٢٠ گرفتیم. حالا مگه ول میکنن؟! هر کاری تو مایه های تنظیمات  که باشه و توش اشتباه باشه بنده مثل دمپایی میپرم وسط...  نخود هر آش.اعتراض فلان 

حالا همین نمره شده مایه دردسرم! هر کدوم از بچه های کلاس مشکل تنظیماتی!  براش پیش میاد، زرت! میاد سراغ من! 

اینه که بعضیا ما رو به اسم دکتر میشناسن! 


جمعه 25 آذر 1390
ن : دکتر مثبت+! نظرات

آرزو



سلام

خوبین بچه ها؟چه بچه های گنده ایم هستین ماشالا 4.gif

چند  وقت پیش، یکی بهم گفت امروز آرزو ها برآورده میشه. منم که کلا تو خط آرزو4.gif خیلی آرزو دوس دارم (البته فردی به نام آرزو خانوم نه ها.نه. منظورم همین آرزوی خودمونه 4.gif ). 

گفتم گنجیشک مفت، سنگ مفت.خیلی بچه گونه صبی یه آرزو کردم و منتظر موندم برآورده شه. 

دیدین بچه ها منتظر بابا نوئل میشینن اونطوری.4.gif

آقا ما گفتیم حالا اگه احیانا این آرزو برآورده شه یه ۳ ۴ ماه بعد برآورده میشه دیگه.به ظهر نکشید این آرزو بر آورده شد.4.gif

من مونده بودم و یه فک آویزون. 18.gif4.gif

باورم نمیشد گفتم خدا جون نوکرتم دیگه خیلی شرمندمون کردی اینقدم سریع .خیلی چیزارو گذاشتم کنار هم دیدم اصلا امکان نداشت اون روز این آرزو برآورده شه و جدا مث یه آرزو بهش رسیدم.آقا ماام سریع پر رو شدیم در عرض ایکی ثانیه یه ٢٠٠ ٣٠٠ تا آرزوی رنگ و وارنگو  گفتیم(اصلا این بشر یعنی سوء استفاده چی4.gif) که حالا که داره  آرزوا برآورده میشه اینام بیاد روش. منتها تا الان خبری نشد(بچه پررو4.gif3.gif).گرچه شاید یه اتفاق بود ولی اتفاقم باشه من به فال نیک میگیرم.

اینجور احساس خوشحالی رو خیلی وقت بود نداشتم .خیلی دوس دارم این احساسو لمس کنم که وقتی با خدا حرف میزنم اون صبورانه داره به حرفام گوش میده.احساس اینکه براش ارزش دارم. خیلی مهمه که آدم پیش خداش ارزش داشته باشه نه؟

اوه چه جدی

حرف دل بود دیگه گفتیم به دوستامونم بگیم 4.gif16.gif


پنجشنبه 24 آذر 1390
ن : دکتر مثبت+! نظرات

نمونه های پراکنده از مزایای 4 سال دوران دانشگاهی!



نمونه های پراکنده از مزایای 4 سال دوران دانشگاهی!

1)تبدیل شدن به موجودی به نام ای تی! 
2)افتادن از زندگی
3)مبتلا شدن به انواع بیماریهای گوارشی در اثر خوردن 4 ساله غذای دانشگاه!
4)کچلی در مدهای مختلف:وسط.گوشه ها .پشت 
5)مبتلا شدن به انواع بیماریهای تنفسی در اثر مجاورت با دود ناشی از لحیم کاری به صورت شبانه روزی 
6)معتاد شدن: برای اینکه به عنوان سوسول تلقی نشوید مجبورید شما هم با دود همدم بشید. یهو میبینید روزی 2 پاکت سیگار رو میپکید 
7)ابتلا به بیماریهای ستون فقرات و کمردرد و زانو درد در اثر سرپا ایستادن و دولا شدن طولانی مدت و شبانه روزی
8)عادت به استفاده از داروهای انرژی زا جهت گذراندن 300 400 واحد درسی وامتحانات جامع پایان ترم! 
9)گوژپشتی دراثر نشستن روی صندلی جهت درس
10)افزایش مفرط وزن در نزدیکی امتحانات
11)کاهش فجیع وزن در شب امتحانات! 
12)نداشتن وقت برای نشستن در لب جوی و دیدن گذر عمر 
13)عاشق شدن 
14)دپرسیون 
15)دیدن قیافه خانمها بعد از یک شب بیداری و صبح بدون وقت برا آرایش اصلا توصیه نمیکنیم چون شاید کسی رو که دیروز دیدین امروز نشناسین 
16)افزایش شماره عینک تا 10 در حد کوری
17)سیاهی شدید دور چشمها و اشتباه شدن با معتادین و خطر دستگیری توسط پلیس 
18)گوش کردن به آهنگای سیاوش قمیشی .ابی و خطر افزایش خودکشی 
19)یا تنها میمونید یا یهو نمیفهمید از کجا زن گرفتید! و یکی 2 تا بچه هم دارید   و اگه دختر باشید هم یا حالت اول یا نمیفهمی کی شوهر کردی و یه بچه ام بغلته!
20)از بین رفتن ساعت طبیعی خواب و خواب با دیازپام و غیره
21)تمرین خط با نوشتن روزانه 60  70 صفحه معادلات مختلف ! 
22)شنیدن زنگ تلفن در ساعتهای مختلف شب! بطوریکه دیگه از هر چی تلفن حالتون بهم میخوره و حتی تو مهمونیم صدای تلفن بیاد فک میکنین باید بدویین برین !   (نکنه یه وقت دوست دخترتونه!   )
23)شما باید کلا فکر مسافرت رو بذارین کنار و مث یه سرباز صفر بمونید تو پادگان با این تفاوت که دوره شما 4سالس! 
24)تازه بعد 4سال باید مث بچه کنکوریا بشنیند تو پیری برا ارشد تست بزنید و نکته دربیارید و برید قلم چی!!! شرکت کنید 
25)اگه واسه ارشد قبول شید دوباره همه اینا تکرار مییشه منتها به صورتی فجیع تر! 
26)صحبت بادر ودیوار در شبهای خلوت   
27)شما وظیفه دارید هرروز چندین بار به همه کارکنان دانشگاه حتی مسئول آسانسور به صورت ۹۰ درجه هنگام ورود تعظیم و عرض احترام کنید    و حتی اگه مسیرتون یه طرف دیگس برید و باهمشون دست بدید و مراتب احترامات خودتونو بهشون برسونید. چون شما دانشجویید.در غیر اینصورت میتونید همه گونه عواقب رو مخصوصا تو زمان پایان ترم تجربه کنید! 
28)اگه یموقع خدای نکرده زبونم لال بی تربیتی کردین!   و مجبور شدین با همگروهی جنس مخالفتون صحبت کنید  اصلا به اینکه تو اون لحظه تمام دانشگاه دور برتون میپلکن و یا حتی قشنگ وایسادن کنارتون و خیلی مظلومانه به حرفاتون گوش میدن توجه نکنین چون اونا میخوان مواظب باشن یه موقع شما حرفای نامربوط نزنین و به انحراف کشیده نشین!   اونا شمارو مثل برادر و خواهر خودشون میدونن!!!و تا اخرین لحظه هواتونو دارن!! 

شما فک کنیین یه نفر بعد اینهمه مزیت وقتی 2 سالم میره سربازی و طرح بعدش قیافش و مدلش و کلا چجوریه؟حدس بزنید



( تعداد کل صفحات: 10 )

[ ... ] [ 5 ] [ 6 ] [ 7 ] [ 8 ] [ 9 ] [ 10 ]