تبلیغات
تــــرش و شیـــــرین - مطالب خرداد 1393

شارژ ایرانسل

فال حافظ

 

دوشنبه 26 خرداد 1393
ن : دکتر مثبت+! نظرات

خدایا ...

کلمات کلیدی : خدایا , مناجات , دوست داشتن ,



خدایا ...

به هر که دل بستم دلم را شکست ...

به هر که گفتم دوستش دارم گفت: ثابت کن ...

به هر که گفتم راست می گویم گفت: باورش سخت است ...

به هر که گفتم اگه باشی منم هستم گفت:نیستی ...

به هر که گفتم روزی شمایل شقایق بر گردنم بود پرسید کی؟؟...

به هر که گفتم دلم از جنس بلوره به من خندید ...

به هر که گفتم شبها با لالایی ستاره ها می خوابم و هر صبح با بوسه ی خورشید جانی دوباره می گیرم گفت:خیال پردازی ...

به هر که گفتم اگه عاشقم باشی تا همیشه عاشقت خواهم بود اشتیاق ضربان قلبم را گرفت و گفت: حرفهایت بچگانه است...

پیله ی تنهاییم روز به روز تنگ تر میشه خدایا پس کی می تونم پرواز کنم ؟؟عمر کوتاهی خواهم داشت ولی بگذار پروانه باشم ...

چقدر خوبه که هستی .تو را دارم .خدایم تو را برای خودت و بودنت شکر میکنم 

از تو ای مهربان ترینم ...

از اینکه بی بهانه و عاشقانه دوستم داری ممنونم 

خدایا تنها تویی که حرفهایم را باور میکنی ...



جمعه 16 خرداد 1393
ن : دکتر مثبت+! نظرات

از چی بگم

کلمات کلیدی : نامردی , ﻓﺎﺣﺸﻪ , عشق , نامحرم , از چی بگم , دلنوشته ,
لینک های مرتبط : اینجا ایران است!


ﺍﺯ ﭼﯽ ﺑﮕﻢ ﺍﺯ ﻣﺮﺩﯼ ﮐﻪ ﺭﺍﻧﻨﺪﻩ ﺗﺎﮐﺴﯿﻪ ﻓﻘﻂ ﺩﻧﺒﺎﻝ ﺩﺧﺘﺮﺍﯼ ﺗﻨﻬﺎ ﻣﯿﮕﺮﺩﻩ.... 

ﺍﺯ ﭘﺴﺮﯼ ﮐﻪ ﻋﺸﻘﺶ ﺭﻭ ﻭﺍﺳﻪ ﻫﻮﺱ ﺑﺎﺯﯼ ﻣﯿﺨﻮﺍﺩ... 

ﺍﺯ ﺩﺧﺘﺮﯼ ﮐﻪ ﺑﻪ ﺧﺎﻃﺮ ﯾﻪ ﺳﺮﯼ ﻧﺎﻣﺮﺩ ﺑﺎﯾﺪ ﻣﺴﯿﺮﺷﻮ ﺩﻭﺭ ﮐﻨﻪ ﮐﻪ ﻣﺰﺍﺣﻤﺶ ﻧﺸﻦ ... 

ﺍﺯ ﻓﺎﺣﺸﻪ ﺍﯼ ﮐﻪ ﺍﺯ ﻣﺸﺘﺮﯾﺶ ﻣﺪﺭﮎ ﺟﻤﻊ ﻣﯿﮑﻨﻪ ﻭ ﺗﻬﺪﯾﺪﺵ ﻣﯿﮑﻨﻪ ﭘﻮﻝ ﻣﯿﺨﻮﺍﺩ ﺍﮔﻪ ﻧﻪ ﺑﻪ ﺧﺎﻧﻮﺍﺩﺵ ﻧﺸﻮﻥ ﻣﯿﺪﻩ .... 

ﺍﺯ ﭘﺴﺮﯼ ﮐﻪ ﻓﮑﺮ ﻣﯿﮑﻨﻪ ﻋﺸﻘﺶ ﺗﻮ ﺧﻮﻧﺴﺖ ﻧﻤﯿﺪﻭﻧﻪ ﭼﻨﺪ ﺗﺎ نامحرم ﺩﻭﺭﺵ ﮐﺮﺩﻥ .... 

ﺍﺯ ﺩﺧﺘﺮﯼ ﮐﻪ ﺍﺯ ﺍﻭﻝ ﺩﺑﯿﺮﺳﺘﺎﻥ ﺩﯾﮕﻪ ﺑﺎﮐﺮﻩ ﻧﯿﺴﺖ ... 

ﺍﺯ ﭘﺴﺮﺍﯼ ﻧﺎﻣﺮﺩ ﺩﺧﺘﺮﺍﯼ ﺗﯿﻎ ﺯﻥ .... 

ﺍﺯ ﻣﺮﺩﯼ ﮐﻪ ﻧﻮﺯﺍﺩ ﺗﺎﺯﻩ ﻣﺘﻮﻟﺪ ﺷﺪﻩ ﺩﺍﺭﻩ ﻭﻟﯽ ﺑﺎ ﯾﮑﯽ ﺩﯾﮕﻪ ﻣﯿﺨﻮﺍﺑﻪ ....

ﺍﺯ ﺍﻭﻥ ﻧﺎﻣﺮﺩﯼ ﮐﻪ ﺗﻮ ﺷﻠﻮﻏﯽ ﺧﻮﺩﺷﻮ ﻣﯿﻤﺎﻟﻪ ﺑﻪ ﻧﺎﻣﻮﺱ ﻣﺮﺩﻡ.... 

ﺍﺯ ﺯﻧﯽ ﮐﻪ ﺟﻠﻮﯼ ﻫﻤﺴﺮﺵ ﺑﻪ ﯾﮑﯽ ﺩﯾﮕﻪ ﺍﺱ ﻣﯿﺪﻩ... 

ﺍﺯ ﭼﯽ ﺑﮕﻢ ﺗﻮ ﺑﮕﻮ ﺍﺯ ﻋﺸﻖ ﯾﺎ ﻫﻮﺱ؟؟؟؟؟؟ 

ﻣﺮﺩﻭﻧﮕﯽ ﯾﺎ ﻧﺎﻣﺮﺩﯼ؟؟؟



جمعه 9 خرداد 1393
ن : دکتر مثبت+! نظردونی

پارک ژوراسیک

کلمات کلیدی : سوسک , خفاش , پارک ژوراسیک , مگس , طنز , خاطرات طنز ,


سلام قند عسل های من 

عاقا پریشب حدودای ساعت 1، تو اتاقم نشسته بودم. داشتم یه کم تو نت میچرخیدم.  پنجره اتاقم باز بود. یهو چشمم افتاد به دیوار. یه لحظه دیدم یه سایه بزرگ افتاده رو دیوار. فک کردم اثرات خوابه یا اشتباه دیدم. بعد دیدم کنار گوشم انگار یه چیزی بال زد.  دیگه شصتم خبردار شد که انگار اوضاع خیطه! 

برگشتم یهو دیدم یه چی تو مایه های دایناسور از جلو چشام رد شد 


خورد به در و دیوار. منم ترسیده بودم. یهو بلند شدم با تمام سرعتم از اتاق رفتم بیرون! 

مامانم گفت چی شده؟ گفتم وای دلم. نمیدونم چی بود. من و مامانم اومدیم تو اتاق. 

یهو دیدم خفاشه. بدبخ خورده به دیوار یه جا نشسته  مامانم نمیدونست دقیقا چیه. فک میکرد یه سوسکی، چیزیه 

آخه خودشو جمع کرده بود شده بود قد دو تا سوسک گنده. میخواست با مگس کش بزنه تو مخش  بهش گفتم خفاشه. سوسک نیس که!

یه حوله رو انداختیم سرش و به طبیعت برگردوندیمش.

این بود گردش علمی من در پارک ژوراسیک! 


سه شنبه 6 خرداد 1393
ن : دکتر مثبت+! نظرات

او...




از آن هنگام که “من”

برای “تو”

”شما” شدم 

فهمیدم پای “او” در میان است

"برگرفته از قلبم"



یکشنبه 4 خرداد 1393
ن : دکتر مثبت+! نظرات

بغض

کلمات کلیدی : رویا , دلنوشته , بغض , سکوت , خوشبختی ,


فک میکردم بالاخره کسی رو پیدا کردم که دوسم دارم

اما اونم دلش با یکی دیگه بود و نگاهش با من

فک میکردم میتونم تو سرمای زمستون گرمی دستاشو تو دستام حس کنم

فک میکردم آرزوی محالم شدنی شده ...

اما همش یه خواب بود...

یه رویا...

هنوزم مثل قبل باید جای دستاش تو دستام خالی باشه و بغض گلومو پر کنه

حس میکنم یکی داره قلبمو از جا در میاره

کاش یه روز این دلتنگیها تموم بشه

کاش دستاشو تو دستام بگیرم

اما اگه خدا نخواد سکوت میکنم

هیچی نمیگم

فقط از خدا میخوام قبل از تموم شدن عمرم

خوشبختیشو ببینم...

"برگرفته از قلبم"