تبلیغات
تــــرش و شیـــــرین - مطالب ابر دکتر مثبت

شارژ ایرانسل

فال حافظ

 

جمعه 22 آبان 1394
ن : دکتر مثبت+! نظرات

پیش به سوی موفقیت

کلمات کلیدی : دکتر مثبت , انرژی مثبت , پیروزی , موفقیت , خدا , تنهایی ,


تا حالا صد بار زمین خوردم و بلند شدم. تا حالا صد بار زیر پامو خالی کردن اما بازم رو پاهای خودم وایسادم. درسته کسی جز خدا ندارم؛ اما خودِ خدا هم تنهاست مث خیلی از ماها. 

مهم نیست تا حالا چیو از دست دادی، یا چیو ازت گرفتن. مهم اینه که با چیزی که برات باقی مونده میخوای چیکار کنی. سرتو بالا کن و به سمت جلو، محکمتر از همیشه قدم بردار. پیش به سوی موفقیت 

شاد و پیروز و سربلند باشید

دکتر مثبت×! 


یکشنبه 17 آبان 1394
ن : دکتر مثبت+! نظردونی

انرژی مثبت با دکتر مثبت×!

کلمات کلیدی : دکتر مثبت , انرژی مثبت , رؤیا , موفقیت ,


سلااااااااااام!

یه سلام گرم دیگه به شما گلهای نازم 

قر تو کمرم فراوونه نمیدونم کجا بریزم!؟  اوه! ببشقید! اشتباه شد! 


اومدم فقط یه جمله بهتون بگم و برم. یه جمله که خیلی حرف توشه. اومدم بگم:


امروز یه کار تازه کن! یه فکر تازه! تصمیم بگیر، رؤیاتو دنبال کن، پیش به سوی موفقیت!


امیدوارم با خوندن این جمله یه تکون اساسی به خودتون بدید و موفق و سربلند باشید

دکتر مثبت×! 


چهارشنبه 9 مهر 1393
ن : دکتر مثبت+! نظردونی

20 اعتراف!

کلمات کلیدی : دکتر مثبت , چالش 20 اعتراف , 20 اعتراف , اعتراف میکنم که... , اعترافات من , گازکشی ,


ایهیم ایهیم! 

یا الله! سلام عرض شد! 

دو از دوستای عجیجم تو سایت کلوب دات کام منو به این چالش دعوت كردن

مینویسم ولی اگه بخندین واگذارتون میکنم به رعد و برق کلید اسرار

به نام خدا

1:اسمم حمیدرضاست متولد لاهیجانم و همه منو حمید صدا میکنن. از اسمم خوشم میاد. خودشیفته هم خودتی ! 

2: اعتراف میکنم وختی 12-13 سالم بود یه جوجه پر طلا داشتم که خیلی دوسش داشتم. آخرش پاش موند زیر پام و جان به جان آفرین تسلیم کرد 

3: اعتراف میكنم تو این4سال دانشگاه اصلا درست و حسابی درس نخوندم سر كلاس یکی از شلوغ ترین ها بودم. هر وقت هم میدین من ساکتم همه تعجب میکردن. هیچوخ معدلم کمتر از 17 نشده. ترم آخرو که ترکوندم. معدلمو نمیگم که ریا نشه یه وخ  البته جز یه ترم که 14.25 شد! 

4: اعتراف میكنم یه بار دوم دبیرستان نمره ی زبان انگلیسیم 2 شده بودم. از بس استادمون خوب درس میداد! تف تو روحش. پولکی بود کصافط! ! 

5: اعتراف میكنم تابحال دوس دخدر واقعی نداشتم (البته مجازی زیاد داشتم. بذار بشمرم 1 - 2 - 3 ... ممممم  ) و خودمم نخواستم داشته باشم! چون پول ندارم. سراغ هیچ دختری هم نمیرم.

6: معنی عشقو فهمیدم. عاشقی هم بلدم. اما هیچوقت نتونستم عاشق خوبی باشم. چون پول ندارم! 

7: همه جوره آهنگ گوش میدم تركی...فارسی...خارجی. اما نمیدونم چرا از آهنگای فاتح نورایی تازگیا خیلی خوشم میاد. مخصوصاً از آهنگ قسم. از رپ هم خیلی خوشم نمیاد.

8: از خصوصیات اخلاقیم مهم ترش اینه كه از دروغ متنفرم. برامم فرقی نمیكنه محیط مجازی باشه یا نه دروغ دروغه همه جا میشه گفت!

9: اعتراف میکنم همیشه سعی میکنم سر حرف و قولی که میدم باشم. یک بار زیر حرفم زدم. اونم جایی بود که نمیخواستم اصول اخلاقیمو زیر پا بذارم. 

10: سعی می کنم با هر کسی مث خودش حرف بزنم. اما از آدمای پر انرژی خیلی خوشم میاد. آدمایی که انگار باتریشون تمومی نداره و از فعالیت خسته نمیشن . انگار باتریشون هسته ایه. یه جورایی عین خودمن! والاع! 

11: اعتراف میکنم از تقلب متنفرم! یکبار سال اول دبیرستان یکی از دوستام جواب یه سوالو بهم رسوند منم جوابشو نوشتم خودش از 10 نمره 10 شده بود. اما بخاطر اینکه حقش ضایع نشه و نمره من و اون یکی نشه جوابشو خط زدم و آخرش 7 شدم! 

12: اعتراف میکنم همیشه تو زندگیم نفر دوم و سوم بودم ! حتی تو لیست حضور و غیاب! فقط یه بار شماره 13 بودم. اون سال خیلی برام خوش یمن بود. چون اساتید کمتر اسم منو صدا میزدن!  ازعدد 7 و 13 هم خیلی خوشم میاد

13: اعتراف میكنم كه به طرز وحشتناكی عاشق شوكولاتو پاستیل و کیک خامه ای ام. نمیتونم جلوی خودمو بگیرم خو 

14: اعتراف میکنم عاشق لپ دخمل کوچولو ها هستم. تا حالا چند مورد هم گازکشی کردم! آخرین مورد اسمش دنیا بود  البته حسرت لپ دخمل گنده ها به دلم مونده هنوز! 

15: اعتراف میکنم تقریباً اکثر معلمام بهم میگفتن "آینده درخشانی در انتظارته" الان که بزرگ شدم و به قول خودم مهندس الکترونیکم، حس میکنم اینا همش رویا بوده! چون الان دخیخاً به اون نقطه درخشان زندگیم رسیدم. یعنی حمالی!!  

16: اعتراف میکنم به دوستام که درس نخوندن و رفتن سر کار حسادت میکنم! اون موقع بهم گفتن بیا بریم سر کار اما من احمق گفتم نع! حالا اونا سوار جنسیس میشن و من هنوز با خط 11 اینور اونور میرم! اونا پول و کار دارن و من کاسه گدایی دستم گرفتم و بیکارم! علاوه بر اون آویزون هزار نفر هم هستم بلکه بتونم یه جایی مشغول به کار بشم! 

17: اعتراف میکنم از هر چی بگذرم از باقالی قاتوق و ماکارونی و سمبوسه نمیگذرم! البته چن تای دیگه هم بود الان یادم نیس! 
18: اعتراف میکنم سعی میکنم از کلمه "دوستت دارم" کمتر استفاده کنم. چون فقط کافیه اینو به یکی بگم. زرتی میپره! شانس نداریم بوخودا! 
تا حالا دس رو 5 نفر گذاشتم که پریدن! الان دیگه میترسم دست رو خر مش غلوم رضا بذارم! یه وخ بال در نیاره! والاع! 
19: اعتراف میکنم تا قبل از اینکه با برنامه نویسی آشنا بشم همش میگفتم یه ضرب و جمع و تفریق و این چیزای ساده بسه. مشتق و انتگرال و سینوس و کسینوس دیگه چه صیغه ایه؟! تا اینکه یه روزی واسه حرکت دادن یه دست مصنوعی مجبور شدم از قوانین ریاضی و سینوس و کسینوس استفاده کنم 

20: اعتراف میکنم به نظر بنده دایره زندگی مربعی است که سه ضلع دارد: عشق و محبت! بنده در حال حاضر هم در حال نشر کتاب (( چجوری میشه که اینجوری میشه)) میباشم منتظر خبرای بعدی باشید ! :|ضمناً بالاخره تصمیم گرفتم کتاب زندگیمو بنویسم.

در آخر جهت شادی ارواح طیبه عمه های دوستانم که منو به این چالش دعوت کردن اجماعاً صلوات بلندی ختم کنید! 

خب این بود 20 حقیقت زندگیم. منم از دوستم "خفته" دعوت میكنم! بعلهههه! 

شب و روزتون خوش